? برچسب اشعار حافظ - کوچه باغ شعر
X
تبلیغات
رایتل

کوچه باغ شعر

«بهترین شعرها و عاشقانه‌هایی که خوانده‌ام»

سه‌شنبه 7 آذر‌ماه سال 1396 ساعت 01:28 ب.ظ

دل من در هوس روى تو اى مونس جان

دل من در هوس روى تو اى مونس جان

خاک راهی‌ست

که در دست نسیم افتاده‌ست ...

 

"حافظ"

 

برگرفته از کانال: "دیوارنامه"

@DivarNaMeH1358


پنج‌شنبه 20 مهر‌ماه سال 1396 ساعت 01:02 ب.ظ

دوش می‌گفت که فردا ...

دوش می‌گفت

که فردا بدهم کام دلت

سببی ساز خدایا

که پشیمان نشود.

 

"حافظ"

 

 

+ با تشکر از خانم هدی برای ارسال شعر.

پنج‌شنبه 20 مهر‌ماه سال 1396 ساعت 08:08 ق.ظ

رنج ما را که توان برد

رنج ما را که توان برد به یک گوشه چشم

شرط انصاف نباشد که مداوا نکنی

 

دیده ما چو به امید تو دریاست چرا

به تفرج گذری بر لب دریا نکنی

 

"حافظ"


پنج‌شنبه 20 مهر‌ماه سال 1396 ساعت 08:07 ق.ظ

فکر بلبل همه آن است

فکر بلبل همه آن است

که گل شد یارش

گل در اندیشه

که چون عشوه کند در کارش...

 

"حافظ"

برچسب‌ها: اشعار حافظ، شعر موزون
پنج‌شنبه 20 مهر‌ماه سال 1396 ساعت 07:53 ق.ظ

شور شراب عشق تو

شور شراب عشق تو آن نفسم رود ز سر

کاین سر پرهوس شود خاک در سرای تو


شاه‌نشین چشم من تکیه گه خیال توست

جای دعاست شاه من بی تو مباد جای تو

 

"حافظ"

----------------------------------------------

 

+ 20 مهرماه، روز بزرگداشت حافظ گرامی باد.

 

 

پنج‌شنبه 30 شهریور‌ماه سال 1396 ساعت 08:29 ق.ظ

جانم بسوختی

جانم بسوختی و

به دل دوست دارمت...

 

"حافظ"

 


ای غایب از نظر به خدا می‌سپارمت

جانم بسوختی و به دل دوست دارمت.

 

"حافظ"


پنج‌شنبه 30 شهریور‌ماه سال 1396 ساعت 08:22 ق.ظ

جان می دهم از حسرت دیدار تو چون صبح

جان می دهم از حسرت دیدار تو چون صبح

باشد که چو خورشید درخشان به در آیی.

 

"حافظ"

--------------------------------------------------

 

متن کامل شعر:

 

ای دل گر از آن چاه زنخدان به درآیی

هر جا که روی زود پشیمان به درآیی

 

هش دار که گر وسوسه عقل کنی گوش

آدم صفت از روضه رضوان به درآیی

 

شاید که به آبی فلکت دست نگیرد

گر تشنه لب از چشمه حیوان به درآیی

 

جان می‌دهم از حسرت دیدار تو چون صبح

باشد که چو خورشید درخشان به درآیی

 

چندان چو صبا بر تو گمارم دم همت

کز غنچه چو گل خرم و خندان به درآیی

 

در تیره شب هجر تو جانم به لب آمد

وقت است که همچون مه تابان به درآیی

 

بر رهگذرت بسته‌ام از دیده دو صد جوی

تا بو که تو چون سرو خرامان به درآیی

 

حافظ مکن اندیشه که آن یوسف مه رو

بازآید و از کلبه احزان به درآیی.

 

"حافظ"


برچسب‌ها: اشعار حافظ
چهارشنبه 13 اردیبهشت‌ماه سال 1396 ساعت 06:07 ب.ظ

بازآی و دل تنگ مرا ...

بازآی و دل تنگ مرا

مونس جان باش

وین سوخته را

محرم اسرار نهان باش

 

"حافظ"

 

برگرفته از کانال:

@baran_e_del


برچسب‌ها: اشعار حافظ
شنبه 5 فروردین‌ماه سال 1396 ساعت 01:00 ب.ظ

یک نفس باقیست با دیدار تو

همچو صبحم

یک نفس باقی ست

با دیدار تو،

چهره بنما دلبرا

تا جان برافشانم چو شمع.


"حافظ"

------------------------------

متن کامل شعر:


در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع

شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع


روز و شب خوابم نمی‌آید به چشم غم پرست

بس که در بیماری هجر تو گریانم چو شمع


رشته صبرم به مقراض غمت ببریده شد

همچنان در آتش مهر تو سوزانم چو شمع


گر کُمیت اشک گلگونم نبودی گرم رو

کی شدی روشن به گیتی راز پنهانم چو شمع


در میان آب و آتش همچنان سرگرم توست

این دل زار نزار اشک بارانم چو شمع


در شب هجران مرا پروانه وصلی فرست

ور نه از دردت جهانی را بسوزانم چو شمع


بی جمال عالم آرای تو روزم چون شب است

با کمال عشق تو در عین نقصانم چو شمع


کوه صبرم نرم شد چون موم در دست غمت

تا در آب و آتش عشقت گدازانم چو شمع


همچو صبحم یک نفس باقی ست با دیدار تو

چهره بنما دلبرا تا جان برافشانم چو شمع


سرفرازم کن شبی از وصل خود ای نازنین

تا منور گردد از دیدارت ایوانم چو شمع


آتش مهر تو را حافظ عجب در سر گرفت

آتش دل کی به آب دیده بنشانم چو شمع


"حافظ"


برچسب‌ها: اشعار حافظ، غزل
سه‌شنبه 17 اسفند‌ماه سال 1395 ساعت 08:14 ق.ظ

صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنم

صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنم

تا به کی در غم تو ناله شبگیر کنم

 

دل دیوانه از آن شد که نصیحت شنود

مگرش هم ز سر زلف تو زنجیر کنم

 

آن چه در مدت هجر تو کشیدم هیهات

در یکی نامه محال است که تحریر کنم

 

با سر زلف تو مجموع پریشانی خود

کو مجالی که سراسر همه تقریر کنم

 

آن زمان کآرزوی دیدن جانم باشد

در نظر نقش رخ خوب تو تصویر کنم

 

گر بدانم که وصال تو بدین دست دهد

دین و دل را همه دربازم و توفیر کنم

 

دور شو از برم ای واعظ و بیهوده مگوی

من نه آنم که دگر گوش به تزویر کنم

 

نیست امید صلاحی ز فساد حافظ

چون که تقدیر چنین است چه تدبیر کنم

 

"حافظ"


برچسب‌ها: اشعار حافظ، شعر موزون
دوشنبه 25 بهمن‌ماه سال 1395 ساعت 10:15 ب.ظ

مژده وصل تو

مژده وصل تو کو کز سر جان برخیزم

طایر قدسم و از دام جهان برخیزم


به ولای تو که گر بنده خویشم خوانی

از سر خواجگی کون و مکان برخیزم


یا رب از ابر هدایت برسان بارانی

پیشتر زان که چو گردی ز میان برخیزم


بر سر تربت من با می و مطرب بنشین

تا به بویت ز لحد رقص کنان برخیزم


خیز و بالا بنما ای بت شیرین حرکات

کز سر جان و جهان دست فشان برخیزم


گر چه پیرم تو شبی تنگ در آغوشم کش

تا سحرگه ز کنار تو جوان برخیزم


روز مرگم نفسی مهلت دیدار بده

تا چو حافظ ز سر جان و جهان برخیزم.


"حافظ"


برچسب‌ها: اشعار حافظ
شنبه 9 بهمن‌ماه سال 1395 ساعت 08:04 ق.ظ

جان می‌دهم از حسرت دیدار تو چون صبح

جان می‌دهم از حسرت دیدار تو چون صبح

باشد که چو خورشید درخشان به درآیی

 

چندان چو صبا بر تو گمارم دم همت

کز غنچه چو گل خرم و خندان به درآیی

 

در تیره شب هجر تو جانم به لب آمد

وقت است که همچون مه تابان به درآیی

 

بر رهگذرت بسته‌ام از دیده دو صد جوی

تا بو که تو چون سرو خرامان به درآیی.

 

"حافظ"


متن کامل شعر در سایت گنجور

چهارشنبه 28 مهر‌ماه سال 1395 ساعت 08:12 ق.ظ

واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می‌کنند

واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می‌کنند

چون به خلوت می‌روند آن کار دیگر می‌کنند

 

مشکلی دارم ز دانشمند مجلس بازپرس

توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می‌کنند!

 

"حافظ"

--------------------------------------------

 

پ.ن: گاهی باید بر طبل رسوایی بعضی ها و حامیانشون کوبید. اما همون ها فیلترینگ رو برای همین گذاشتن، که نکوبی ...!


برچسب‌ها: اشعار حافظ
پنج‌شنبه 8 مهر‌ماه سال 1395 ساعت 08:47 ق.ظ

حجاب چهره جان می‌شود غبار تنم

حجاب چهره جان می‌شود غبار تنم

خوشا دمی که از آن چهره پرده برفکنم

 

چنین قفس نه سزای چو من خوش الحانی‌ست

روم به گلشن رضوان که مرغ آن چمنم

 

"حافظ"

------------------------------------

 

حجاب چهره جان می‌شود غبار تنم

خوشا دمی که از آن چهره پرده برفکنم

 

چنین قفس نه سزای چو من خوش الحانی‌ست

روم به گلشن رضوان که مرغ آن چمنم

 

عیان نشد که چرا آمدم کجا رفتم

دریغ و درد که غافل ز کار خویشتنم

 

چگونه طوف کنم در فضای عالم قدس

که در سراچه ترکیب تخته بند تنم

 

اگر ز خون دلم بوی شوق می‌آید

عجب مدار که همدرد نافه ختنم

 

طراز پیرهن زرکشم مبین چون شمع

که سوزهاست نهانی درون پیرهنم

 

بیا و هستی حافظ ز پیش او بردار

که با وجود تو کس نشنود ز من که منم

 

"حافظ"


چهارشنبه 7 مهر‌ماه سال 1395 ساعت 07:50 ق.ظ

روی بنمای و وجود خودم از یاد ببر

روی بنمای و وجود خودم از یاد ببر

خرمن سوختگان را همه گو باد ببر

 

ما چو دادیم دل و دیده به طوفان بلا

گو بیا سیل غم و خانه ز بنیاد ببر

 

"حافظ"


برچسب‌ها: اشعار حافظ
سه‌شنبه 6 مهر‌ماه سال 1395 ساعت 02:19 ب.ظ

هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود

هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود

هرگز از یاد من آن سرو خرامان نرود

 

آن چنان مهر توام در دل و جان جای گرفت

که اگر سر برود، از دل و از جان نرود.

 

"حافظ"


--------------------------------------------

 

هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود

هرگز از یاد من آن سرو خرامان نرود

 

از دماغ من سرگشته خیال دهنت

به جفای فلک و غصه دوران نرود

 

در ازل بست دلم با سر زلفت پیوند

تا ابد سر نکشد وز سر پیمان نرود

 

هر چه جز بار غمت بر دل مسکین من است

برود از دل من وز دلِ من آن نرود

 

آن چنان مهر توام در دل و جان جای گرفت

که اگر سر برود، از دل و از جان نرود

 

گر رود از پی خوبان دل من معذور است

درد دارد چه کند کز پی درمان نرود

 

هر که خواهد که چو حافظ نشود سرگردان

دل به خوبان ندهد وز پی ایشان نرود

 

"حافظ"

 

برچسب‌ها: اشعار حافظ، غزل
یکشنبه 28 شهریور‌ماه سال 1395 ساعت 07:47 ق.ظ

باغبان گر پنج روزی صحبت گل بایدش

باغبان گر پنج روزی صحبت گل بایدش
بر جفای خار هجران صبر بلبل بایدش


ای دل اندربند زلفش از پریشانی منال
مرغ زیرک چون به دام افتد تحمل بایدش


رند عالم سوز را با مصلحت بینی چه کار
کار ملک است آن چه تدبیر و تامل بایدش


تکیه بر تقوا و دانش در طریقت کافریست
راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش...


با چنین زلف و رخش بادا نظربازی حرام
هر که روی یاسمین و جعد سنبل بایدش


نازها زان نرگس مستانه‌اش باید کشید
این دل شوریده تا آن جعد و کاکل بایدش


ساقیا در گردش ساغر تعلل تا به چند
دور چون با عاشقان افتد تسلسل بایدش


کیست حافظ تا ننوشد باده بی آواز رود
عاشق مسکین چرا چندین تجمل بایدش.

"
حافظ"


 

برچسب‌ها: اشعار حافظ، غزل
یکشنبه 3 مرداد‌ماه سال 1395 ساعت 01:47 ب.ظ

چه خوش صید دلم کردی

چه خوش صید دلم کردی

بنازم چشم مستت را

که کس مرغان وحشی را

از این خوشتر نمی‌گیرد.

 

"حافظ"


برچسب‌ها: اشعار حافظ، غزل
دوشنبه 28 تیر‌ماه سال 1395 ساعت 07:51 ق.ظ

خیال روی تو

خیالِ روی تو در هر طریق همره ماست

نسیمِ موی تو پیوندِ جان آگه ماست

 

اگر به زلف دراز تو دست ما نرسد

گناه بخت پریشان و دست کوته ماست...

 

"حافظ"


برچسب‌ها: اشعار حافظ، غزل
دوشنبه 3 اسفند‌ماه سال 1394 ساعت 08:23 ق.ظ

در نمازم خم ابروی تو با یاد آمد

در نمازم خم ابروی تو با یاد آمد

حالتی رفت که محراب به فریاد آمد

 

از من اکنون طمع صبر و دل و هوش مدار

کان تحمل که تو دیدی همه بر باد آمد

 

باده صافی شد و مرغانِ چمن مست شدند

موسم عاشقی و کار به بنیاد آمد

 

بوی بهبود ز اوضاع جهان می‌شنوم

شادی آورد گل و باد صبا شاد آمد

 

ای عروس هنر از بخت شکایت منُما

حجله حسن بیارای که داماد آمد

 

دلفریبان نباتی همه زیور بستند

دلبر ماست که با حسن خداداد آمد

 

زیر بارند درختان که تعلق دارند

ای خوشا سرو که از بار غم آزاد آمد

 

مطرب از گفته حافظ غزلی نغز بخوان

تا بگویم که ز عهد طربم یاد آمد.

 

"حافظ"

(غزلیات / غزل 173)

----------------------------------------------------------------

 

+ دانلود دکلمه غزل 173 حافظ با صدای خانم "آ.رها"


1 2 >>