? برچسب اشعار امیرمحمد مصطفی زاده - کوچه باغ شعر
X
تبلیغات
رایتل

کوچه باغ شعر

«بهترین شعرها و عاشقانه‌هایی که خوانده‌ام»

چهارشنبه 24 آذر‌ماه سال 1395 ساعت 07:10 ق.ظ

برایِ تویی که نمی آیی...

دلم نگرفته است

برایِ تویی که نیستی

دلم گرفته است

برایِ تویی که نمی آیی

و اضطرابِ اینکه

آرام آرام نمی آیی

هزار تکه ام کرده است

هزار تکه هایم را

به هزار راهِ تو فرستاده ام

اما هر بار به تلخِ تلخِ نبودن تو رسیده ام

و هیچکدام از راه ها نمی دانند

من دلم نگرفته است

برایِ تویی که نیستی

من دلم گرفته است

برایِ تویی که نمی آیی...

 

"امیرمحمد مصطفی زاده"


شنبه 17 مهر‌ماه سال 1395 ساعت 02:35 ب.ظ

بعد از نگاهت

بعد از نگاهت

با این عاشقانه های بی قرار

چه کنم؟

با این قرار های بی قراری

چه کنم؟

چیزی بگو

حرفی بپاش بر دهانِ این کوچه

که همهمه اش هر روز

زخمی تازه در دلم باز می کند...

 

"امیرمحمد مصطفی زاده"


یکشنبه 11 مهر‌ماه سال 1395 ساعت 10:34 ق.ظ

همه چیز خوب است

همه چیز خوب است

جز احوالِ من
که مدت ها... مدت ها
از دیدنِ تو محروم بودم!

هــمه چیز خوب است
جز همان
گوشه ی خالیِ دلم...

"
امیرمحمد مصطفی زاده"


شنبه 3 مهر‌ماه سال 1395 ساعت 07:17 ق.ظ

دلتنگی ها هیچ وقت راه دوری نمی روند

هر بار گریه می کنم

و انگار

جمله ایی را گم کرده ام

دلتنگی ها هیچ وقت راه دوری نمی روند

مثل شانه های  مادر

که هر بار گریه کردم

لرزید...

 

دیگر چه فرقی می کند

حرفی که از دهانِ فنجان ها می گذرد و

دلم را گرم نمی کند

از کدام مزرعه قهوه به تنهایی ام ریخته است...

دیگر چه فرقی می کند

به صدای غمگین پرنده های پشتِ پنجره ام گوش بسپارم

یا با اولین قطار با خودم دور شوم

دیگر چه فرقی می کند... ،

 

هر بار گریه کردم

که قرار بود

چیزی نگویم...

 

"امیرمحمد مصطفی زاده"

سه‌شنبه 11 خرداد‌ماه سال 1395 ساعت 07:39 ق.ظ

گریه

و از تمام تو

تنها "شب" برایم مانده است

و چشم هایم

که خیالت را بهم می بافند

در این تاریکی

نمی توان رمان های عاشقانه خواند

و آرام گرفت

از چشم های سیاهم همین بر می آید

که پشت پلک هایم پنهانت کنم

گریه کنم..

       گریه کنم..

                 گریه کنم...

 

"امیرمحمد مصطفی زاده"

دوشنبه 30 فروردین‌ماه سال 1395 ساعت 08:53 ق.ظ

اردیبهشت بی تو...

فروردین دارد تمام می شود

اولین باران بهار را که نبوده ای

خودت را

به اولین شکوفه ی اردیبهشت برسان

می دانی که؛

اردیبهشت بی تو... بهشت نمی شود!

 

"امیرمحمد مصطفی زاده"


دوشنبه 30 فروردین‌ماه سال 1395 ساعت 08:47 ق.ظ

نگاهت را به آفتاب گره بزن

واژه ها

در نگاه امن تو شعر می شوند

صبح شد بانو

صبح شد

نگاهت را به آفتاب گِره بزن...

ببین که زندگی چگونه در نگاهت می‌بارد

پنجره را برای تو باز کرده ام

گیسو به باد بسپار...

ببین که این زندگی چگونه در آغوش تو نفس می کشد

حسی در تو پهان است که بوی بهار می دهد

حضور تو آفتابیست که

می‌باردُ

می‌باردُ

می‌بارد

تو

عشقت

نمِ باران دارد...

 

"امیرمحمد مصطفی زاده"