? برچسب آغوش تو - کوچه باغ شعر
X
تبلیغات
رایتل

کوچه باغ شعر

«بهترین شعرها و عاشقانه‌هایی که خوانده‌ام»

شنبه 4 آبان‌ماه سال 1392 ساعت 02:06 ب.ظ

تمام اتاق بوی تو را گرفته است

تمام اتاق بوی تو را گرفته است
زیر سیگاری را
خالی می کنم
می شورم
اما هنوز هم دهانش
بوی آخرین بوسه را می دهد

پنجره را باز میکنم
پرده عطر تو را در اتاق دور می زند
و من آغوش تو را بیرون می آورم و
با دگمه هایش
فال می گبرم
می آید
نمی آید
می آید
نمی آید
اگر دگمه ی افتاده ی یقه ات را دوخته بودم
حتما می آمدی !

از: سمانه سوادی

چهارشنبه 6 شهریور‌ماه سال 1392 ساعت 03:13 ب.ظ

آغوش تو

جایی باید باشد غیر از این کنج تنهایی

تا آدم گاهی آنجا جان بدهد

مثلا آغـــوش تـــو

جان می دهد برای جان دادن...!

 

"ناصر رعیت نواز"

برگرفته از وبلاگ «الهه باران»

شنبه 8 تیر‌ماه سال 1392 ساعت 07:39 ق.ظ

دسته گل...

دسته گل را
این بار
در آغوش تو به آب می دهم
هرچه بادا باد
عاشقی که حساب و کتاب ندارد .

 

"نگار الهی"

------------------------------------------------------

 

دفتر عشق:

برای بدست آوردنت نمی‌جنگم !
به تکّدی قلبت هم نمی‌آیم !
دوستت دارم ،
فارغ از داشتنت ...

"منبع: perkas"

---------------------------------------------------------


+ دانلود آهنگ «عذابم نده» با صدای بابک مافی، (سال انتشار: 1391)

 

++ بابک مافی و کارهاش رو بسیار دوست دارم. تنظیم‌های خوبی هم برای خوانندگان دیگه گاها انجام داده. اما خوب خود بابک و تُن دلنشین صداش یه چیز دیگه‌اس. درود بر بابک مافی عزیز و سپاس برای کارهای زیبایی که به ما تقدیم کرده. آلبوم کالکشن 89 بابک بی نظیر بود و بنظرم یکی از بهترین آلبوم‌های سال 89 بود. همینطور دیگر تک آهنگ‌هایی که تا به امروز ارائه کرده. امیدوارم بزودی آلبوم رسمی (با مجوز) از این خواننده خوب ببینیم. خواننده‌هایی که بعضا نه صدای خاصی دارن و نه ذوق خوانندگی آنچنانی، آلبوم میدن، کنسرت میذارن و کسب درآمد میکنن. اونوقت حیفه کسی مثل بابک... آرزوی موفقیت دارم برای بابک مافی عزیز.

سه‌شنبه 7 خرداد‌ماه سال 1392 ساعت 11:13 ق.ظ

نه منت دریا... نه بی تابی ِ جنگل

نه منت دریا را می کشم

نه بی تابی ِ جنگل را می کنم
همه را برای تو می آورم...
اگر تو به ارتفاع چوبی این سقف قناعت کنی
یقین، دنیا را درون کلبه ای جای داده ام
بی آنکه هیچ جغرافیایی از حقیقت

به اندازه آغوش تو خبر داشته باشد.

 

"هومن شریفی"

----------------------------------------------------------

 

دفتر عشق:

از عشق نگو دیگر
وقتی در بوی موهایت مشغولم
حرف کهنه ایست دوست دارمها
وقتی میان دستانت
دوست دارم بمیرم !
از عشق نپرس دیگر
وقتی می روی
و من سرزده می میرم

"منبع: نت"

-------------------------------------------------------


پی نوشت:

+ همچنان دوستان کامنت میذارن و در مورد آهنگ وبلاگ می‌پرسند. متاسفانه بلاگ اسکای مثل بلاگفا پست ثابت ندارد که بشود یک مطلب را برای همیشه در بالای صفحه ثبت کرد! وگرنه حتما این موضوع را پست ثابتش می‌کردم. لااقل تا موقعی که این آهنگ اینجاست:

متاسفانه خواننده این ترانه را نمی‌شناسم و فایلش را هم ندارم. فقط کد موزیک را دارم. با عرض معذرت، دوستان لطفا درخواست کد موزیک نفرمایند!

 

++ اگر موزیک برای شما پخش نمی‌شود (در مورد موزیک پلیر این وبلاگ و سایر وبلاگها که بر پایه swf پلیر هست) ممکنه که از به روز نبودن فلش پلیر فایر فاکس و یا IE شما باشه. گوشه سمت چپ نوار آدرس فایرفاکس را چک کنید. اگر یک آیکون قرمز رنگ داشت (مربوط به Adobe flash)، آن را باز کرده و اکتیو نمایید تا مشکل حل شود. از گزینه Allways active... استفاده نمایید که برای همیشه ثبت شود.

لازم به ذکر است که Adobe flash player نه تنها برای پخش موزیک بلکه برای موارد دیگر هم (در اینترنت) کاربرد دارد. پس همیشه آنرا بروز رسانی کرده و آخرین ورژن را نصب نمایید.

آخرین ورژن فلش پلیر را می‌توانید از اینجا دانلود کنید. 


موفق باشید

برچسب‌ها: آغوش تو، دفتر عشق
دوشنبه 30 اردیبهشت‌ماه سال 1392 ساعت 08:17 ق.ظ

بدون رنگ

خیال خوابیدن در آغوشت
یا حتا صدات
آقای من!
در آغوشِ صدات هم
می‌توانم بخوابم
و همه‌ی دنیا را
مال خودم بدانم.
@
حالا پرواز کرده‌ای
بر بال فرشتگان نشسته‌
پیله‌بسته
پروانه‌ای؟
نه
عقاب من!
تک‌سوار بی نقاب من!
@

این منم
که گمشده‌ام
یا تویی
که پیدا نمی‌شوی؟
@

دلم صدات را می خواهد

بوی موهات را می خواهد

وقتی خوابی

پشت آن پلک های معصوم

آرامش نفس هات را می خواهد

اینجا در غیبت تو

سرم را در لباست فرو می برم

و آرام نمی گیرم

دست هات کجاست گل من؟

دلم دست هات را می خواهد.

 

"عباس معروفی – پونه ایرانی"

 

از کتاب: نامه های عاشقانه / نشر گردون / 2011 / آلمان

شنبه 14 اردیبهشت‌ماه سال 1392 ساعت 11:33 ق.ظ

تو تکراری ترین حضور روزگار منی

این که باید
فراموش ات می کردم را هم
فراموش کردم
تو تکراری ترین حضور روزگار منی
و من عجیب
به آغوش تو
از آن سوی فاصله ها
خو گرفته ام

"سید محمد مرکبیان"

شنبه 14 اردیبهشت‌ماه سال 1392 ساعت 11:31 ق.ظ

مگر چند بار دیگر به دنیا می آیم

مگر چند بار دیگر به دنیا می آیم
که یکی را بدون تو
بدون لبخندت
برسانم به انتها
و بارهای دیگر
با دست هایی که خاک شده اند
دوباره برویم به روی زمینی که رد می شوی
و باد که می آید
برساند به ‍‍‍‍‍‍‍‍پیراهنت
که این گرد و خاک
چقدر عاشق آغوش تو بوده است
یک بار منصفانه نیست زندگی
کم است برای من که گم ات کردم
در اولین نشانه که داشتم
و آن لحن صدایت بود
که در ازدحام خیابان
در لحظه محو شد
و رهگذران
روی لحن تو
آن قدر در آمد و شد بودند
که گم کردن ات بدیهی بود
درست مثل این که بدیهی است
تو گم شده ای
من پیر می شوم
و مرگ که می رسد
فکر می کند
چقدر شبیه حرف های ناتمام
باز مانده است دهانم

 

"ناهید عرجونی"

سه‌شنبه 3 اردیبهشت‌ماه سال 1392 ساعت 12:39 ب.ظ

غربت یعنی صندلی خالی تو

غربت یعنی صندلی خالی تو

وقتی زمینم وارونه می چرخد .

آنجا که منم

نه ابتدای خلقت است

و نه انتهای آفرینش .

آنجا

صفرترین نقطه دنیاست

شرمناک ترین بی پناهی انسان .

آنجا

ناگهان ترین بغض تاریخ است .

غربت

نبودن تو نیست

نزدیک ترین ساحل دور افتاده ایست

که گاهی در چشمان تو جا می ماند .

 در آغوش تو گاهی حتی غریب بوده ام .

غریب که باشی می دانی

تنگ ترین جای جهان

دل من است .

 

شعر از: فرید

برچسب‌ها: آغوش تو
چهارشنبه 28 فروردین‌ماه سال 1392 ساعت 08:32 ق.ظ

آسان است برای من

آسان است برای من
که خیابان ها را تا کنم
و در چمدانی بگذارم که صدای باران را به جز تو کسی نشنود
آسان است به درخت انار بگویم انارش را خود به خانه ی من آورد
آسان است آفتاب را سه شبانه روز بی آب و دانه رها کنم
و روز ضعیف شده را ببینم که عصا زنان از آسمان خزر بالا می رود
آسان است یک چهچه گنجشک را ببافم

و پیراهن خوابت کنم

آسان است برای من که به شهاب نومید فرمان دهم که به نقطه ی اولش برگردد
برای من آسان است به نرمی آبها سخن بگویم
و دل صخره را بشکافم
آسان است ناممکن ها را ممکن شوم
و زمین در گوشم بگوید: "بس کن رفیق"
اما
آسان نیست که معنی مرگ را بدانم
وقتی تو به زندگی آری گفته ای ...


"شمس لنگرودی"

-----------------------------------------------------------------


دفتر عشق:

آغوش تو که باشد،

-مهربانی اش را می گویم-
زمستان را هم به سُخره می گیرم
بی هیچ ترس و تردیدی
از اینهمه سرمایی

که حتی نفس در سینه می خشکاند!

"منبع: نت"

چهارشنبه 28 فروردین‌ماه سال 1392 ساعت 08:22 ق.ظ

حتا در خواب

می خواهم همه ی دنیا باشم

در آغوش تو

می خواهم همه ی دنیایم

آغوش تو باشد

آقای من!

دنیایم را از من نگیر.

@

همینجور که ساده نگاه کنی

یا اخمالو

حتا در خواب

گوشه های لبهات

می خندد

نگاهت می کنم نگاهت می کنم

و مست به خواب می روم.

@

می شود صدایت را

همیشه در خواب من

جا بگذاری؟

 

"عباس معروفی"

چهارشنبه 28 فروردین‌ماه سال 1392 ساعت 08:21 ق.ظ

بهشت

دیگر سیبی نمانده

نه برای من
نه برای تو
نه برای حوا و آدم
...
ببین!
دیگر نمی‌توانی چشم‌هام را
از دلتنگی باز کنی.
حتا اگر یک سیب
مانده باشد
رانده ‌می‌شوم.
...
سیب یا گندم؟
همیشه بهانه‌ای هست.
شکوفه‌ی بادام
غم چشم‌هات
خندیدن انار
و این‌همه بهانه
که باز خوانده شوم
به آغوش تو
و زمین را کشف کنم
با سرانگشت‌هام.
زمین نه،
نقطه نقطه‌ی تنت.
...
بانوی زیبای من!
دست‌های تو
سیب را
دل‌انگیز می‌کند

 

"عباس معروفی"

سه‌شنبه 27 فروردین‌ماه سال 1392 ساعت 08:33 ق.ظ

جهان چیزی شبیه موهای توست

جهان چیزی شبیه موهای توست،

سیاه و سرکش و پیچیده

خیال کن چه بی‌بختم من!

که به نسیمی حتی

جهانم آشوب می‌شود...

 

"کامران رسول زاده"


برگرفته از کتاب: «فکر کنم باران دیشب مرا شسته, امروز توام»

-----------------------------------------------------------------------------

 

دفتر عشق:

چیز دیگری نمی خواهم.
شاید فقط سهمم را!
از آغوش تو ...
که روزها به جنونم می کشد
شب‌ ها شاعر…!

"منبع: نت"

چهارشنبه 21 فروردین‌ماه سال 1392 ساعت 08:26 ق.ظ

جوانی‌ام گوشه‌ی آغوش تو بود

جوانی‌ام

گوشه‌ی آغوش تو بود

لحظه‌ای صبر اگر می‌کردی

پیدایش می‌کردم

آغوشت را باز کردی

برای رفتن‌ام

شاید حق با تو بود

من دیر شده بودم!


دیر یا زود

مانند یک دسته‌ی گل

باید که حسرتم را در بغل بگیرم و بروم

به خواستگاری‌ آن زن ِ خاکی

که نه نخواهد گفت

آغوشش را باز خواهد کرد

و همه چیزم را خواهد گرفت

و من همه چیزم را به او خواهم بخشید

بی هیچ حسرتی

مگر این حسرت ابدی

که دهانم را می‌گیرد

دیگر چگونه بگویم که دوستت دارم!؟ 

 

"شهاب مقربین"

 

از کتاب: سوت زدن در تاریکی

 

دوشنبه 19 فروردین‌ماه سال 1392 ساعت 09:14 ق.ظ

امسال بهار فهمیدم ...

امسال بهار

فهمیدم با تقدیر نمی شود درافتاد

و با نگاه تو نمی شود درافتاد

و با آمدنت نمی شود درافتاد

این که در آغوش تو

خوابت را می بینم

یعنی مدام در سرنوشتم راه می روی؟

امسال بهار

فهمیدم وقتی کنار هم راه می رویم

بارانی از

شکوفه های شکوه

بر سرمان می بارد.

امسال بهار

برگ معجزه را

از این عشق تغزلی

نشانت می دهم

گل من!

و برگ برنده را

از نگاهت می دزدم.

امسال بهار

هزاره ی عشقم را با تو

جشن می گیرم

و برای بودنت

می میرم.

 

"عباس معروفی"

چهارشنبه 22 آذر‌ماه سال 1391 ساعت 09:11 ق.ظ

کیستی ای مهربان ترین؟

کیستی که من

اینگونه به اعتماد

نام خود را

با تو می گویم...

کلید قلبم را

در دستانت می گذارم

نان شادی ام را با تو قسمت می کنم

به کنارت می نشینم

و سربر شانه‌ی تو

اینچنین آرام

به خواب می روم؟

 

کیستی که من

اینگونه به جد در دیار رویاهای خویش با تو درنگ می کنم؟!!

 

کیستی که من

جز او

نمی بینم و نمی یابم ؟!!

دریای پشت کدام پنجره ای؟

که اینگونه شایدهایم را گرفته ای

زندگی را دوباره جاری نموده ای

پر شور

زیبا

و

روان

دنیای با تو بودن در اوج همیشه هایم

جان می گیرد

و هر لحظه تعبیری می گردد از

فردایی بی پایان

در تبلور طلوع ماهتاب

باعبور ازتاریکی های سپری شده...

 

کیستی

ای مهربان ترین؟

 

از: احمد شاملو

-----------------------------------------------------

 

دفتر عشق:

گرما یعنی
نفس های تو ،
دست های تو ،

آغوش تو . . . !
من به خورشید ایمان ندارم !!!

"منبع: نت"

 

برچسب‌ها: آغوش تو، اشعار شاملو
یکشنبه 23 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 09:51 ق.ظ

دست هایت را که میگشایی...

دست هایت را که میگشایی
انگار در آغوش تو است همه افق
چشمهایت را می بندی
چه گرم و لذت بخش است
این هم آغوشی با صحرا
زیر چشمان دختر خورشید
انگار سالهاست
این صحرا با کسی نبوده است
که این چنین
هرم گرمایش
همه چیز را آب می کند
و تو نیز آب می شوی
در این شمارش تند لحظه ها

 

"حمید هوشمندی"

---------------------------------------------------------------

دفتر عشق:

شعرهایم را میخوانی ... میگویی پیچیده است، قبــــول !
امـــا ... مــن فقط ... چشــــم های تو را مینویــسم .

برچسب‌ها: حمید هوشمندی، آغوش تو
چهارشنبه 5 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 08:56 ق.ظ

مرا میهمان تنها یک نگاهت کن

دریای مواج دلتنگی‌هایم را ساحلی نیست.

چشمهایم،

همچون ابرهای بی‌پناه بهار‌ به دنبال شانه هایت می‌گردد تا باران عشقش را نثار قلب مهربانت نماید.

خیالم،

سرخوشانه هفت آسمان عشق را می‌پیماید، شاید در آستان چشمهایت فرود آید.

زبانم،

از تکرار بی‌امان نامت خسته نخواهد شد، تا ابد!

و

دستهایم،

از خواستن هرم دستهایت …

من،

بی محابا تو را جستجو می‌کنم، در میان خاطرات سالهای گذشته‌ام

و می‌یابمت، هر ثانیه، هزاران بار.

بگذار اعتراف کنم،

حتی با یک نگاه هم می‌توان عاشق شد و عاشق ماند.

حتی با یک نگاه می‌توان هزاران سال دلخوش بود و از عطر خیالت سرشار شد.

با یک نگاه‌،

می‌توان تا انتهای دنیا، چشم به راهت نشست و انتظارت را با انجیر پیر معابد قسمت کرد.

با یک نگاه،

می‌توان آرزوهای غم گرفته را خانه تکانی کرد و غبار از عینک رویاهای کهنسال روفت.

بیا،

مرا میهمان تنها یک نگاهت کن.

 

"منبع: نت"

------------------------------------------------------------------------

دفتر عشق:

کاش چشمانم را می‌بستم و موقعی که باز می‌کردم در آغوش تو بودم.

چه بازی قشنگی می‌شد این چشم گذاشتن‌های من و آغوش تو ....

برچسب‌ها: آغوش تو
شنبه 16 اردیبهشت‌ماه سال 1391 ساعت 10:25 ق.ظ

صبح را در آغوش گرفتم...

صبح را در آغوش گرفتم

دست هایم

خیابان نخستین تابش آفتاب شدند

و معبری برای چشمان تو
دهان کوه را بوسیدم
لبانم چشم های تو شدند و
زمزمه هایت از نو درخشیدند
سرم را به روی پای شب گذاشتم و
خواب هایم آیینه‌ی شعر شد و
زیبایی تو را در آن دیدند...
عشق مرا به تو دیدند.
 

"شیرکو بی کس"

-------------------------------------------------------



-----------------------------------------------------------


+ ماموستا شیرکو بی کس، شاعر مبارز و آزادی خواه کرد، تولد: دوم ماه مه ۱۹۴۰، سلیمانیه عراق – مرگ: چهارم اوت ۲۰۱۳ ، سوئد.


چهارشنبه 23 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 07:33 ق.ظ

آغوش تو...

آغوش تو

مترادف امنیت است

آغوش تو

ترس‌های مرا می‌بلعد

لغت نامه‌ها دروغ می‌گفتند

آغوش تو

یعنی پایان سردرد‌ها

یعنی آغاز عاشقانه‌ترین رخوت‌ها

آغوش تو یعنی "من" خوبم!

بلند نشوی بروی یکوقت!

بغلم کن

من از بازگشتِ بی هوای ترس‌ها

می‌ترسم.

 

از: مهدیه لطیفی

 ---------------------------------------------

دفتر عشق:

به ضمانت پلک هایت

فلسفه می ریزم

پای رومی و زنگی این وسوسه ها

و تنها من می‌دانم

آغوش تو

از استدلال های من محکم تر است!

"منبع: اینترنت"

سه‌شنبه 22 شهریور‌ماه سال 1390 ساعت 02:43 ب.ظ

آغوش تو که باشد

آغوش تو که باشد،

-مهربانی اش را می گویم-

زمستان را هم به سخره می گیرم ...
بی هیچ ترس و تردیدی

از این همه سرمایی

که حتی نفس در سینه می خشکاند.


"شاعر: ناشناس"

برچسب‌ها: آغوش تو