? گرچه می‌گفت که زارت بکشم - کوچه باغ شعر

کوچه باغ شعر

«بهترین شعرها و عاشقانه‌هایی که خوانده‌ام»

پنج‌شنبه 30 آذر‌ماه سال 1396 ساعت 10:05 ق.ظ

گرچه می‌گفت که زارت بکشم

گرچه می‌گفت که زارت بکُشم، می‌دیدم

که نهانش نظری با من دلسوخته بود

 

"حافظ"

 


متن کامل شعر:

 

دوش می‌آمد و رخساره برافروخته بود

تا کجا باز دل غمزده‌ای سوخته بود

 

رسم عاشق کشی و شیوه شهرآشوبی

جامه‌ای بود که بر قامت او دوخته بود

 

جان عشاق سپند رخ خود می‌دانست

و آتش چهره بدین کار برافروخته بود

 

گر چه می‌گفت که زارت بکشم می‌دیدم

که نهانش نظری با من دلسوخته بود

 

کفر زلفش ره دین می‌زد و آن سنگین دل

در پی اش مشعلی از چهره برافروخته بود

 

دل بسی خون به کف آورد ولی دیده بریخت

الله الله که تلف کرد و که اندوخته بود

 

یار مفروش به دنیا که بسی سود نکرد

آن که یوسف به زر ناسره بفروخته بود

 

گفت و خوش گفت برو خرقه بسوزان حافظ

یا رب این قلب شناسی ز که آموخته بود

 

"حافظ"


نظرات (3)
زیبااا
دوشنبه 25 دی‌ماه سال 1396 ساعت 04:00 ق.ظ
امتیاز: 0 0
+ بهار
یلدای امسال سهم فال حافظم را بخشیدم هنوز نویدهای سال گذشته را از حافظ طلب دارم....
شنبه 2 دی‌ماه سال 1396 ساعت 10:17 ب.ظ
امتیاز: 0 0
+ هدی
یلدا مبارک
پنج‌شنبه 30 آذر‌ماه سال 1396 ساعت 02:13 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :