? حیران - کوچه باغ شعر
X
تبلیغات
رایتل

کوچه باغ شعر

«بهترین شعرها و عاشقانه‌هایی که خوانده‌ام»

یکشنبه 2 مهر‌ماه سال 1396 ساعت 05:41 ب.ظ

حیران

مدتی هست

که حیرانم و تدبیری نیست..

 

"وحشی بافقی"

 


نظرات (2)
از چه می نالی دلم«خود کرده را تدبیر نیست»
وقتِ شکوه کردن از دنیا و این تقدیر نیست

از چه می‌کوبی خودت را بر در و دیوار ها
رفته است او دستِ تو دیگر به جایی گیر نیست

دیگر آن صیاد از صیدی که در بنداست گذشت
در غم و شب گریه ها دیگر بدان تأثیر نیست

چشم هایت را کمی وا کن نمی‌بینی مگر
روی دیوار دلت قاب است ولی تصویر نیست

فکر من باش کمی هم آبرو داری بکن
جای تو اکنون عزیزم در غُل و زنجیر نیست

گریه کردن روی قبری که درونش مُرده نیست
از تو می‌گیرد نگاهی را که دامن گیر نیست

هر چه آمد بر سرم از ساده گی های تو بود
من چقدر گفتم به تو که عشق بی تقصیر نیست

باید از آن خاطرات خوب وشیرین بگذری
آینه وقتی شکسته قابل تعمیر نیست

می شود... با یک شروع ِ تازه تر آغاز کن
گرچه ویران گشته‌ای اما هنوزم دیر نیست
جمعه 7 مهر‌ماه سال 1396 ساعت 11:27 ب.ظ
امتیاز: 0 0
+ سمانه
سلام
تبریک میگم وبلاگ زیبایی دارین..
بخصوص شعر ها خیلی زیبا هستند.
لطفا از شعرهای اقای غمخوار هم بذارید
جمعه 7 مهر‌ماه سال 1396 ساعت 11:14 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :