? کویر - کوچه باغ شعر
X
تبلیغات
رایتل

کوچه باغ شعر

«بهترین شعرها و عاشقانه‌هایی که خوانده‌ام»

سه‌شنبه 2 آذر‌ماه سال 1395 ساعت 09:15 ق.ظ

کویر

شگفتا! وقتی که بود نمی دیدم،
وقتی می‌خواند نمی شنیدم...

وقتی دیدم که نبود...
وقتی شنیدم که نخواند...!

چه غم انگیز است که وقتی چشمه ای سرد و زلال،
در برابرت، می جوشد و می خواند و می نالد،
تشنه آتش باشی و نه آب ...

 

و چشمه که خشکید،
چشمه از آن آتش که تو تشنه آن بودی بخار شد
و به هوا رفت،
و آتش، کویر را تافت
و در خود گداخت
و از زمین آتش روئید
و از آسمان بارید

تو تشنه آب گردی و نه تشنه آتش،
و بعد ِ عمری گداختن
از غم  ِنبودن کسی که،
تا بود،
از غم نبودن تو می‌گداخت.

و تو آموختی که آنچه دو روح خویشاوند را،
در غربت این آسمان و زمین بی‌درد،
دردمند می دارد و نیازمند
بی‌تاب یکدیگر می سازد،
دوست داشتن است.

 

و من در نگاه تو،
ای خویشاوند بزرگ من،
ای که در سیمایت هراس غربت پیدا بود
و در ارتعاش پراضطراب سخنت،
شوق فرار پدیدار
دیدم که تو تبعیدی این زمینی!

و اکنون تو با مرگ رفته‌ای و من اینجا
تنها به این امید دم می زنم
که با هر نفسی گامی به تو نزدیک تر می شوم...

و این زندگی من است.


"دکتر شریعتی"

 

از کتاب: هبوط در کویر

----------------------------------------------



+ 2 آذر، سالروز تولد دکتر شریعتی گرامی باد.


نظرات (1)
من فکر می کنم هر کسی به این تیکه از کتاب کویر شریعتی رسیده باشه...ازش لذت برده باشه ...انتخاباتون خیلی عالیه.هر چند متاسفانه نسل امروز توجهی به کتاب های دکتر شریعتی ندارند و این حیفه واقعا
شنبه 20 آذر‌ماه سال 1395 ساعت 10:46 ق.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :