? به پرواز شک کرده بودم - کوچه باغ شعر
X
تبلیغات
رایتل

کوچه باغ شعر

«بهترین شعرها و عاشقانه‌هایی که خوانده‌ام»

سه‌شنبه 4 آبان‌ماه سال 1395 ساعت 08:56 ق.ظ

به پرواز شک کرده بودم

به پرواز
شک کرده بودم
به هنگامی که شانه هایم
از توان سنگین بال
خمیده بود،
و در پکبازی معصومانه گرگ و میش
شب‌کور گرسنه چشم حریص
بال می زد.
به پرواز شک کرده بودم من.
***
سحرگاهان
سحر شیری رنگی ِ نام بزرگ
در تجلی بود.

با مریمی که می شکفت گفتم:

«شوق دیدار خدایت هست؟»
بی که به پاسخ آوائی بر آورد
خسته گی باز زادن را
به خوابی سنگین فروشد
همچنان
که تجلی ساحرانه نام بزرگ؛
و شک
بر شانه های خمیده ام
جای نشین ِ سنگینی ِ توانمند
بالی شد
که دیگر بارش
به پرواز
احساس نیازی نبود.

 

"احمد شاملو"

از دفتر: شکوفتن در مه


نظرات (3)
سلام وبلاگ قشنگی دارید به وبلگ من هم سر بزنید
دوشنبه 24 آبان‌ماه سال 1395 ساعت 02:52 ب.ظ
امتیاز: 0 0
سلام
می خواستم تشکر کنم از شما
تبادل لینک با وبلاگتون خدایی برام خیر داشت
خیلی هم مطالبتون عالین
موفق باشید
پنج‌شنبه 6 آبان‌ماه سال 1395 ساعت 02:31 ب.ظ
امتیاز: 0 0
+ ل.م
که دیگر بارش به پرواز ...
احساس نیازی نبود.
سه‌شنبه 4 آبان‌ماه سال 1395 ساعت 01:33 ب.ظ
امتیاز: 0 0
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :