? دیگر کور نیستم ... - کوچه باغ شعر
X
تبلیغات
رایتل

کوچه باغ شعر

«بهترین شعرها و عاشقانه‌هایی که خوانده‌ام»

شنبه 23 مرداد‌ماه سال 1395 ساعت 08:26 ق.ظ

دیگر کور نیستم ...

حال این روزهایم حال غریبی ست
من چند روزی‌ست دنیا و آدمهایش را جور دیگری می بینم
انگار چیزهایی در من گم می شود و

چیزهای دیگری جایش را می گیرد
چند وقتی‌ست حس می کنم
رنگ ها معنای تازه تری پیدا کرده اند
من فکر می کنم
چند وقتی‌ست باران، پاییز، مهتاب و مه
مفهوم دیگری دارند
شاید باورت نشود اما
چند روزیست احساس می کنم راههای نرفته
زیبایی بیشتری می توانند داشته باشند
من چند وقتی‌ست که می بینم
غیر از رنگ چشم های تو
چشم‌ها می توانند
رنگ های دیگری هم به خود بگیرند
موهای دیگران می تواند روشن تر یا تیره تر از موهای تو باشد
و زیبایی در انحصار هیچ کس نیست!
حال این روزهای من شبیه حال زندانیِ ابد خورده ایست
که نوید آزادی به گوشش رسیده است!
باور کن!
این منم که این حرف‌ها را می زنم!
دیگر کور نیستم
چند وقتی‌ست حتی فکر می کنم
می توانم کسی را بیش از تو هم دوست داشته باشم!
تو ذره ذره در من محو می شوی
و من این روزها
حال بهتری دارم.

 

مصطفی زاهدی

از کتاب: دست هایش بوی نرگس می داد


نظرات (1)
+ زهرا
شنبه 23 مرداد‌ماه سال 1395 ساعت 08:59 ق.ظ
امتیاز: 0 0
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :