? انگشت اشاره ات را بده - کوچه باغ شعر
X
تبلیغات
رایتل

کوچه باغ شعر

«بهترین شعرها و عاشقانه‌هایی که خوانده‌ام»

شنبه 19 تیر‌ماه سال 1395 ساعت 08:15 ق.ظ

انگشت اشاره ات را بده

انگشت اشاره ات را بده

می خواهم روی لب هایم بگذارم

تا فریاد نزنم عشقت را؛ هیس!

انگشت اشاره ات را بده

می خواهم موهای خیسم را تاب بدهم

به انحنای انگشت هایت

تا پیچ و تاب بخورند روی تنم

بریزند روی شانه هایم

تا دلت بند بشود وسط انبوه تاب خورده موهایم

انگشت اشاره ات را بده

می خواهم تمام دست هایم را به پناه انگشت اشاره ات ببرم

می خواهم نترسم.

انگشت اشاره ات را بده

می خواهم آتش درست کنم

انگار که کبریت باشد

بکشم به زبری دردهایم

گرم شوم... بخوابم...

خسته ام!

انگشت اشاره ات را بده.

 

"روشنک آرامش"

 

از کتاب: هیچ اعتمادی به ساعت شماطه دار نیست.


نظرات (4)
+ دنیا
زبری دردهایم
سه‌شنبه 20 تیر‌ماه سال 1396 ساعت 07:03 ب.ظ
امتیاز: 0 0
+ فاطمه
عااالی
چهارشنبه 30 تیر‌ماه سال 1395 ساعت 02:56 ب.ظ
امتیاز: 0 0
+ ابراهیم http://telegram.me/sherdan
وبلاگتون عالیه.

http://telegram.me/sherdan
یکشنبه 20 تیر‌ماه سال 1395 ساعت 09:05 ق.ظ
امتیاز: 0 0
+ khatere
دریای شور انگیز چشمانت چه زیباست
آنجا که باید دل به دریا زد همین جاست

در من طلوع آبی آن چشم روشن
یاد آور صبح خیال انگیز دریاست

بیهوده می کوشی که راز عاشقی را
از من بپوشانی که در چشم تو پیداست

ما هر دوان خاموش خاموشیم، اما
چشمان ما را در خموشی گفتگوهاست

دور از نوازشهای دست مهربانت
دستان من در انزوای خویش تنهاست

بگذار دستت را در دستم گذارم
بی هیچ پروایی که دست عشق با ماست
 
#حسین_منزوی
شنبه 19 تیر‌ماه سال 1395 ساعت 10:50 ب.ظ
امتیاز: 0 0
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :