? پیراهن - کوچه باغ شعر
X
تبلیغات
رایتل

کوچه باغ شعر

«بهترین شعرها و عاشقانه‌هایی که خوانده‌ام»

سه‌شنبه 29 دی‌ماه سال 1394 ساعت 09:04 ق.ظ

پیراهن

شعری جدید از محسن حسینخانی:

 

پیراهنت را

به بند رخت می سپارم

از آن طرف دنیا

ابرها

دست و پای خود را گم می کنند

برای گل هایش

 

ابری

جا خوش می کند در گلویم

ابری

می نشیند در بشقابم

 

پیراهنت را

از بند رخت می کشم

ابرها

باران را از یاد می برند

و آرام

گوشه ای کز می کنند.

 

"محسن حسینخانی"

نظرات (5)
+ محمد شیرین زاده http://m-bibak.blogfa.com
بــاران شـروع بـه بـاریدن کـرده بـود

او چــشم هـایش را بـست

و مــرا آرام

بــه تــولد یـک بـــوسه دعـوت کـرد

اکـنون سـالها مـی گذرد

او را فــراموش کـرده ام

امـا آن بــوسه و بــاران را هــرگز ...



((محمد شیرین زاده))
چهارشنبه 30 دی‌ماه سال 1394 ساعت 06:36 ق.ظ
امتیاز: 1 0
+ نیلوفر
واااای خدای من چه تصاویری و چه پایان بندیی بهترین شعری بود که در این ماه گذاشتین خیلی عالیییی
سه‌شنبه 29 دی‌ماه سال 1394 ساعت 05:20 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
دست شاعر درد نکند
+ بهار.ن
چقدر وبلاگ شما حال ما را خوب میکند...پایدار باشید
سه‌شنبه 29 دی‌ماه سال 1394 ساعت 03:20 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
زنده باشید
+ Reza
درود مهربان...عالی
سه‌شنبه 29 دی‌ماه سال 1394 ساعت 11:12 ق.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
+ شیدا
از تموم اون غرور و داشته هام
تنهائی و عاشقی مونده برام
هنوزم با همه ی خاطره ها
توی اون کوچه ی لبریز صدا
صدای پرنده ها
رقص افتادن برگا به آهنگ هوا
همه نجوای درختا بی صدا وقت دعا
یاد اون خاطره ها
یاد اون چشم و نگاه
یاد اشک و غصه ها
یادمه چشم تو دریائی بود
دل من مثل، دلِ ماهی بود
تو شب دریائی چشمای تو
عشق و شب راستی که رویائی بود
رنگ شب تو مخمل خیس نگات
رنگ از بغض مسیحائی بود
عاشقی تو کوچه شهر دلم
با تو اما چه تماشائی بود
کوچه از رنگ و صدا
و عشق و غوغا تهیست
بی تو این کوچه بن بست
هوایش ابریست
ابر دلتنگیم از
خنده و شادی عاریست
بی تو این دلتنگی
، چه تماشائیست
درجمع من ودلتنگی فاصله ها
جایت ای تنها همیشه خالیست
شاعر: شهزاد فریدونی
سه‌شنبه 29 دی‌ماه سال 1394 ساعت 10:58 ق.ظ
امتیاز: 0 0
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :