? صدایم کردی ... - کوچه باغ شعر
X
تبلیغات
رایتل

کوچه باغ شعر

«بهترین شعرها و عاشقانه‌هایی که خوانده‌ام»

چهارشنبه 25 شهریور‌ماه سال 1394 ساعت 07:12 ق.ظ

صدایم کردی ...

داشتم از این شهر می رفتم

صدایم کردی

جا ماندم

از کشتی ای که رفت و غرق شد!

البته

این فقط می تواند یک قصه باشد

در این شهر دود و آهن

دریا کجا بود

که من بخواهم سوار کشتی شوم و

تو صدایم کنی!

فقط می خواهم بگویم

تو نجاتم دادی

تا اسیرم کنی!

 

"رسول یونان"

برچسب‌ها: اشعار رسول یونان
نظرات (1)
+ نازنین
مدت هاست می خواهم بگویم :
دوستش دارم
اما
شما که غریبه نیستید
رویش را ندارم
می خواهم بگویم:
عاشق چشمانت شده ام
اما
شرم می کنم
می ترسم بگویم بودنت حالم را خوب می کند
صدایت،زیباترین آهنگ شب هایم می شود
می ترسم بگویم
او هم ماندنی نباشد
آدم ها را که می شناسی
تا بوی دوست داشتن به مشامشان می رسد
هنوز نیامده
هوای رفتن به سرشان می زند
.
.
حاتمه ابراهیم زاده
چهارشنبه 25 شهریور‌ماه سال 1394 ساعت 07:43 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
قشنگ بود. مرسی
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :