? نیلوفر - کوچه باغ شعر
X
تبلیغات
رایتل

کوچه باغ شعر

«بهترین شعرها و عاشقانه‌هایی که خوانده‌ام»

سه‌شنبه 30 تیر‌ماه سال 1394 ساعت 07:42 ق.ظ

نیلوفر

از مرز خوابم می گذشتم،
سایه تاریک یک نیلوفر
روی همه این ویرانه فرو افتاده بود.
کدامین باد بی پروا
دانه این نیلوفر را به سرزمین خواب من آورد ؟

در پس درهای شیشه ای رویاها،
در مرداب بی ته آیینه ها،
هر جا که من گوشه ای از خودم را مرده بودم
یک نیلوفر روییده بود.
گویی او لحظه لحظه در تهی من می ریخت
و من در صدای شکفتن او
لحظه لحظه خودم را می مردم.

بام ایوان فرو می ریزد
و ساقه نیلوفر برگرد همه ستون ها می پیچد.
کدامین باد بی پروا
دانه این نیلوفر را به سرزمین خواب من آورد؟

نیلوفر رویید،
ساقه اش از ته خواب شفافم سر کشید.
من به رویا بودم،
سیلاب بیداری رسید.
چشمانم را در ویرانه خوابم گشودم:
نیلوفر به همه زندگی ام پیچیده بود.
در رگ هایش ، من بودم که میدویدم.
هستی اش در من ریشه داشت،
همه من بود.
کدامین باد بی پروا
دانه این نیلوفر را به سرزمین خواب من آورد؟

 

"سهراب سپهری"

از مجموعه: زندگی خواب‌ها

نظرات (4)
+ دنیا
هرکجاکه ...
زیبامثل تمام شعرهاشون
ممنون ازلینک
جمعه 2 تیر‌ماه سال 1396 ساعت 11:03 ب.ظ
امتیاز: 0 0
+ روزمرگی http://ruzmarregi.blog.ir/
بسی زیبا:)
دوشنبه 11 آبان‌ماه سال 1394 ساعت 09:04 ب.ظ
امتیاز: 0 0
+ نیلوفر
چه انتخاب زیبایی...همچون همیشه تحسین برانگیز و دلنشین..
درود و سپاس فراوان
سه‌شنبه 30 تیر‌ماه سال 1394 ساعت 01:36 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام ...عالی بود
سه‌شنبه 30 تیر‌ماه سال 1394 ساعت 07:51 ق.ظ
امتیاز: 0 0
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :