? رود عسل - کوچه باغ شعر
X
تبلیغات
رایتل

کوچه باغ شعر

«بهترین شعرها و عاشقانه‌هایی که خوانده‌ام»

چهارشنبه 24 تیر‌ماه سال 1394 ساعت 07:21 ق.ظ

رود عسل

ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺑﺎﺭ

ﻟﺐ ﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﻮﺳﯿﺪﻡ

ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ

ﮐﻪ ﻣﻮﻣﻨﺎﻥ

ﺑﺮﺍﯼ ﺭﻭﺩﯼ ﺍﺯ ﻋﺴﻞ

ﭼﻄﻮﺭ ﺷﺐ ﺯﻧﺪﻩ ﺩﺍﺭﯼ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ...

 

"حافظ ایمانی"


نظرات (1)
+ حنظله ربانی
هی چنگ می زد ، چنگ می زد ، چنگ می زد
چنگیز چشمانش که دم از جنگ می زد

می آمد و سرسبزی ام را سرخ می کرد
با خون من لب های خود را رنگ می زد

یک آسمان آیینه با خود داشت اما
بر عکس آن آیینه ها نیرنگ می زد

آهسته آهسته قدم می ریخت در شهر
دل - شیشه های عابران را سنگ می زد

با این که نام از شهر " عشق - آباد " هم داشت
در عشق بازی ها کمیتش لنگ می زد

ای کاش ! دست از دشمنی می شست ، ای کاش !
دستی به من می داد و قید جنگ می زد


حنظله ربانی
چهارشنبه 13 مرداد‌ماه سال 1395 ساعت 12:04 ب.ظ
امتیاز: 0 0
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :