? نامه های مریم حیدرزاده / نامه اول - کوچه باغ شعر
X
تبلیغات
رایتل

کوچه باغ شعر

«بهترین شعرها و عاشقانه‌هایی که خوانده‌ام»

یکشنبه 17 اسفند‌ماه سال 1393 ساعت 02:32 ب.ظ

نامه های مریم حیدرزاده / نامه اول

چه سلامی؟! چه نگاهی! وقتی شانه هایت مدت هاست به علامت نمی دانم بالاست و انگار حالا حالاها هم خیال پایین آمدن ندارد. چه تابستانی؟! وقتی یک عالمه از برگ ها هنوز پایین نیامده به خاطرش خود کشی کردند. چه گرمایی؟! وقتی دیگر مِه آهِ من یخ دستانت را حتی تکان هم نمی دهد. چه بهانه ای؟! وقتی تمام بهانه ها را گرفته ای و دیگر گرفتنش از نگرفتنش برایت سخت تر است. چه حرفی؟! وقتی تمام حرف ها را زده تصمیم رفتنت را روی دیوار هر پس کوچه ای نوشتی و من فقط خواندم. چه سیبی؟! وقتی سرخ را زیر سوال کم ‌نگ ماندنت و نماندنت کشتی. چه تولدی؟! وقتی تمام شمع های دنیا را زیر دِین نازِ سوسویِ چشمانت سوزاندی. چه بخششی؟! وقتی دیگر چیزی٬ حتی لحظه ای درنگ نیست که کسی به تو هدیه نکرده باشد. چه دوست داشتنی؟! وقتی به تعداد حروف دوست داشتن هم دوستم نداری. چه نامه ای؟! وقتی نخوانده تک تکشان را مثل سبزه های هفت سین سنت هایمان به آب روان می سپاری، شاید آن سوی رود نمی دانم کجا٬ کسی با خواندن خطی از آن به زندگی بازگردد. دریغ از یک شب بارانی٬ دریغ از بارانی که یک شب مهتاب بیاید و محض خاطر صورتی بودن، چند دانه شمعدانی قلَمه زده گلدان معضوم آن خانه‌ی دور اما قشنگ٬ نخستین حرف نمی دانم تو را برای همیشه بدزدد و نه بر آب روان بلکه این بار به خاک مهربان بسپارد. این دفعه جوری نوشتم که ندانی خط کیست و آن وقت که تمامش را خواندی٬ یک بار هم کار تو مثل کار ما٬ از کار گذشته باشد!

 

کسی که هر روز بیشتر از دیروز دوستت دارد.

 

"مریم حیدرزاده"

از کتاب: نامه هایی که پاره کردم / نامه اول

نشر پروین / 1380

---------------------------------------------------------------------



مریم حیدرزاده، متولد ٢٩ آبان ١٣۵۶، تهران


نظرات (1)
+ سلام
موفق باشید
چهارشنبه 12 فروردین‌ماه سال 1394 ساعت 12:52 ب.ظ
امتیاز: 0 0
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :