? نباید با طنابِ چشم هایت به چاه رفت - کوچه باغ شعر
X
تبلیغات
رایتل

کوچه باغ شعر

«بهترین شعرها و عاشقانه‌هایی که خوانده‌ام»

یکشنبه 10 اسفند‌ماه سال 1393 ساعت 08:56 ق.ظ

نباید با طنابِ چشم هایت به چاه رفت

می خندی
گونه هایت گود می افتد
و شهر پر می شود
که شاعری دوباره به دام افتاد!
گریه می کنی
خطِ لبانت پر می شود
و با اولین هق ِهق
یک پنجره از خواب هایم کم می شود!
نباید با طنابِ چشم هات
به چاه رفت
و از کوری چشم ِ یازده ستاره

به یوسف قصه ها گفت
نباید طاق باز دراز کشید
وقتی رکابی ام هنوز
بوی تو را می دهد.


ملافه های سفید

که تمامِ حرفهای درِ گوشیمان را شنیده بودند
اکنون دربند پاییز اند
پس بی دلیل نیست
در نبودنت
درخت ها برگ می ریزند
و تو، آب پاکی به دستم ..


نمی خواهی نباش
من با تمامِ ستاره های کور

که روی شانه ام گذاشته ام
سرهنگی بی رکابم
که درجنگِ بوی تو
لب هایم را از دست داده ام!
نباید با طنابِ چشم هایت به چاه رفت
و ماه را با دَلوی سوراخ
به پنجره باز گرداند


"بهرنگ قاسمی"

-----------------------------------------------------


+ از دوستان نازنینی که تولدم رو تبریک گفتن بی نهایت سپاسگزارم.

وامدار محبت‌های همیشه‌ی شما خوبان هستم.

مهرتان ماندگار


نظرات (5)
زیبا
سه‌شنبه 30 خرداد‌ماه سال 1396 ساعت 06:24 ق.ظ
امتیاز: 0 0
+ Mon-na
زیبا و با احساس
دوشنبه 11 اسفند‌ماه سال 1393 ساعت 12:14 ق.ظ
امتیاز: 0 0
+ زیبا
سلام
آقا نیما من نبودم
با یک روز تاخیر تولدتون مبااااااااااااااارک
برای شما آرزوی سلامتی و شادی روزافزون دارم
یکشنبه 10 اسفند‌ماه سال 1393 ساعت 06:40 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
زنده باشید زیبا خانم
سپاس از مهر شما
ﻫﺮﮐﺠﺎ ﺑﺮﻭﯼ
ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺑﺎﺯﻣﯽﮔﺮﺩﯼ
ﻣﺜﻞ ﻧﺎﻣﻪﺍﯼ ﮐﻪ ﻫﺮ ﺩﻭ ﺭﻭﯾﺶ
ﻧﺸﺎﻧﯽِ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ !
‏( ﺭﺿﺎ ﮐﺎﻇﻤﯽ )
یکشنبه 10 اسفند‌ماه سال 1393 ساعت 03:10 ب.ظ
امتیاز: 0 0
+ samira
ممنون
یکشنبه 10 اسفند‌ماه سال 1393 ساعت 01:45 ب.ظ
امتیاز: 0 0
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :