? آخرین روز زمین - کوچه باغ شعر
X
تبلیغات
رایتل

کوچه باغ شعر

«بهترین شعرها و عاشقانه‌هایی که خوانده‌ام»

یکشنبه 11 خرداد‌ماه سال 1393 ساعت 10:30 ق.ظ

آخرین روز زمین

اگر بکوشیم نامِ کوچک پروانه ها را به یاد آوریم

شاید دندان هایمان سفید شوند.

شاید گنجشک های کوچه ی تابستان بیاید

و در پوست ما – این دریاچه ی صورتی –

آرام شنا کند.

شاید باز من از چشمانِ تو بفهمم

که آسمان آبی است.

...


"بهزاد خواجات"


(متن کامل شعر را در ادامه مطلب بخوانید)


منبع: وبسایت حمید رضا خزایی


متن کامل شعر:


اگر بکوشیم نامِ کوچک پروانه ها را به یاد آوریم

شاید دندان هایمان سفید شوند.

شاید گنجشک های کوچه ی تابستان بیاید

و در پوست ما – این دریاچه ی صورتی –

آرام شنا کند.

شاید باز من از چشمانِ تو بفهمم

که آسمان آبی است.

نگاه کن!

بر تصویر کودکیم هنوز هم عرق می نشیند

و نگاهِ شیطنتش

بر شیشه ی مدرسه سنگ می زند .

پس خدایی که پدر

عطرش را در همین اتاق می شنید

چرا نمی یابم ؟

 

Ø

 

آخرین روزِ زمین چه زود می گذرد.

وقتی که هی می گردیم و می گردیم

اما بهانه ای نمی جوییم که لحظه ی مرگ

خنده ای به یادگار گذاریم

در قابِ خانه ی کهکشان.

 

نامِ کوچک من چیست؟

آه! به خاطر نمی آورم.

 

"بهزاد خواجات"


نظرات (0)
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :