? از تو با بادها سخن خواهم گفت - کوچه باغ شعر
X
تبلیغات
رایتل

کوچه باغ شعر

«بهترین شعرها و عاشقانه‌هایی که خوانده‌ام»

پنج‌شنبه 28 شهریور‌ماه سال 1392 ساعت 10:39 ق.ظ

از تو با بادها سخن خواهم گفت

از تو با بادها سخن خواهم گفت

از تو با پرندگان،

از تو با فوّاره های روشن باغ،

از تو با آسمان سخن خواهم گفت...

 

از تو با شبچراغ ستارگان،

از تو با خورشید،

که تیغ بلند آفتابی اش را آخته به شبیخون شب؛

از تو با قطره های بازیگوش باران،

از تو با طاق رنگین کمان سخن خواهم گفت...

 

از تو با چشمه ها،

از تو با رودها،

از تو با اقیانوس ها سخن خواهم گفت...

با موج ها و ماهیان و مرغان سپید ماهی گیر...

 

از تو با درختان، از تو با بیرق بنفشه،

از تو با کودکان گردوباز سخن خواهم گفت!

 

از تو با بردگان نان،

از تو با مردمان سادۀ سرزمینم،

از تو با تمام برگ های نانوشتۀ جهان سخن خواهم گفت...

 

از تو با عطرها و آینه ها،

از تو با خنیاگران دوره گرد،

از تو با بلوغ- پس کوچه ها،

از تو با تنهایی انسان،

از تو با تمام نفس های خویش سخن خواهم گفت...

 

تو را به جهان معرّفی خواهم کرد...

تا تمام دیوارها فرو ریزند

و عشق، بر خرابه های تباهی

مستانه بگذرد..

 

رسالت دیگری در میانه نیست...

من به این رباط آمده ام

تا تو را زندگی کنم و

بمیرم..!

 

"یغما گلرویی"

 

برگرفته از وبلاگ:

http://www.gharargahedelam.blogfa.com/

نظرات (3)
+ نگار
بگذار چون زمین
من بگذرانم این شب طوفان گرفته را
آنگه به نوشخند گهربار آفتاب
پیش تو گسترم همه گنج نهفته را...
یکشنبه 31 شهریور‌ماه سال 1392 ساعت 12:50 ب.ظ
امتیاز: 1 0
با سلام
فروش مجموعه فیلم های جکی چان

فیلم های رزمی - کمدی بسیار جذاب و دیدنی

فروش جزئی و کلی - با قیمت بسیار مناسب

هر دی‏وی‏دی فقط 2000 تومان

آرشیو کامل 15 عدد دی‏وی‏دی فقط 22000 تومان

لیست عناوین در داخل وبلاگ



www . jakichan . mihanblog . com
پنج‌شنبه 28 شهریور‌ماه سال 1392 ساعت 04:15 ب.ظ
امتیاز: 0 0
هرگز گمان نکن که این واژه را در وادی آوازهای من خواهی شنید .

تنها می نویسم بیا ،

بیا و لحظه ای کنار فانوس نفسهای من آرام بگیر .

نگاه کن .

ساعت از سکوت ترانه هم گذشته است .

اگر نگاه گمانم به راه آمدنت نبود ،

ساعتی پیش این انتظار شبانه را به خلوت ناب خوابهای تو می سپردم .

حال هم به چراغ همین کوچه کوتاه مان قسم ،

بارش قطره ای از ابر بارانی نگاهم کافی ست

تا از تنگه تولد ترانه طلوع کنی ،

اما تو را به جان نفسهای نرم کبوتران هِره نشین

بیا و امشب را بی واسطه سکسکه های گریه کنارم باش .

مگر چه می شود

یکبار بی پوشش پرده باران تماشایت کنم ؟

ها ؟

چه می شود ؟

(یغما گلرویی)
پنج‌شنبه 28 شهریور‌ماه سال 1392 ساعت 02:29 ب.ظ
امتیاز: 0 0
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :