? پیانو - کوچه باغ شعر
X
تبلیغات
رایتل

کوچه باغ شعر

«بهترین شعرها و عاشقانه‌هایی که خوانده‌ام»

چهارشنبه 19 تیر‌ماه سال 1392 ساعت 08:26 ق.ظ

پیانو

همچو یک پیانو کنارت آرمیده ام

و انگشتانت

نقطه نقطه ی تنم را

به صدا در می آورد...


"عباس معروفی"

--------------------------------------------------------

 

دفتر عشق:

آغوشم را باز کرده‌ام
اگر نیایی
به مترسکی می‌مانم !

"منبع: نت"


+ الان چند روزه که درگیر این آهنگم!: (بیشتر توو ماشین :) )

"سکوت" با صدای کامران مولایی، لینک دانلود

نظرات (31)
هردوش زیبا بود.
مرسی نیما.
پنج‌شنبه 27 تیر‌ماه سال 1392 ساعت 04:02 ب.ظ
امتیاز: 0 0
+ زهرا
تــــو میدانی

از مرگ نمیترسم ؛

فقط ...

حیف است هزار سال بخوابم

و

خواب تو را نبینم !!

عباس معروفی


سلام وب زیبایی دارین
اجازه دارم از اشعار با نام شعراشون کپی کنم؟
چهارشنبه 26 تیر‌ماه سال 1392 ساعت 12:46 ق.ظ
امتیاز: 0 1
آهنگ زیبایی بود ... ^_^
جمعه 21 تیر‌ماه سال 1392 ساعت 10:57 ب.ظ
امتیاز: 0 0
+
amour-en-portrait.ca.cx
جمعه 21 تیر‌ماه سال 1392 ساعت 10:10 ب.ظ
امتیاز: 0 0
+ نارمیلا http://narmila.blogfa.com/
صدای پای بهار را از لا به لای پنجره احساس آرام آرام می شنوم

می دانم می آید و من جوان را مست بوی باران می کند

آه ای بهار در آینه خیالم تو را نقاشی کرده ام

ولی افسوس که نمی شود

نمی شود از همسایه ام که در خشکسالی جان میدهد

کنار ساحل من قهقهه سر دهم

بهار تو را دوست دارم

چون

عطر احساس به خاک مرده می پاشی

بهار از تو بیزارم

چون

یکسال جوانی ام را از من گرفتی

خاک جامه سفید عروسی از تن به در میکند

و جامه نقاشی شده خدا را به تن میکند

بهار من بهار آمد و من هنوز در زمستان جدایی

بی تو هر شب چون برف در حرارت

دوریت

کم کم آب می شوم

لب بر لب سوزان باد می گذارم

و با آه سردم در جسم آدم برفی حیاط می دمم

بهار دوباره بهانه شو

بهانه شیرین هر سال من شو

احمد سپنتامهر
جمعه 21 تیر‌ماه سال 1392 ساعت 01:20 ب.ظ
امتیاز: 0 0
و من ، همه ی جهان را
در پیراهن گرم " تو " خلاصه میکنم !

" احمد شاملو "
پنج‌شنبه 20 تیر‌ماه سال 1392 ساعت 07:18 ب.ظ
امتیاز: 0 0
+ نارمیلا http://narmila.blogfa.com/
این شعر زیبا از جناب آقای رضا باقری فرد تقدیمتان:

آسی!

تو می دانی چرا

از اشکهای من و تو رنگین کمان ساخته اند

تا هریک رنگی را به یغما برند؟

تا در خواب

پاهایمان را به صف کنند

و برای شستن فکرهایمان

دستهایمان را جمع کنند؟



آسی!

در خواب آواره ی من و تو

سایه باز طلوع کرده است

و در مشرق چشمهای من و تو

خورشید لباس زمستانی اش را بر تن پوشیده است



آی آسی!

امروز حق من و تو از خدا هم فراتر رفته است

راستی تو می دانی گناه مستحب چیست؟

می دانم که خوب می دانی:

حق من و تو آواره تر از من و توست.



آسی جان!

تو می دانی

کجای تاریخ را اشتباه خواندیم

که پدرانمان جای ما

و ما جای فرزندانمان عمر می کنیم؟

دلم هوای چهار دیواری کرده است

چرا که رهایی آنجاست

دنیای وارونه ست

تو که خوب می دانی



آسی آسی !

چتری که به دست من و توست

بیشتر از آسمان می بارد:

آسمانی در اعتکاف بن بستها!



مراقب باش

مراقب دستهای من که در دستت جا مانده است

نکند دستهایمان را جمع کنند

و در تشت خواب

با گریه هایمان شعورمان را بشویند

مراقب چشمانت باش

رنگهای آبی و سبز ، رنگ نقاشی است نه زندگی



آسی!

تو می دانی که چه آسان

سرنوشت من و تو نقره داغ دیروز می شود

دیروزی که فردایش دیروزتر می شود.!

راهی به فردا نیست

مراقب دستهایمان باش

مراقب باش

در خواب پیدایمان نکنند

در خواب گمراهمان نکنند ...

برگرفته از( http://hichvareh.persianblog.i/)
پنج‌شنبه 20 تیر‌ماه سال 1392 ساعت 05:42 ب.ظ
امتیاز: 0 0
زیبا..
پنج‌شنبه 20 تیر‌ماه سال 1392 ساعت 05:41 ب.ظ
امتیاز: 0 0
zohreh
چهارشنبه، ۱۹ تیر ۱۳۹۲
پیراهنت را
کدام رودخانه شسته ای که
همه ی ماهیان دریا مست شدند
و اما…
.
.
.
.
.
.
.
.
.
غرق شدن همیشــه تو آب نیست …!
تو غصـــه نیست،
تو خیـــال نیست،
آدم دوســـت داره
گـــاهی تـــو یــه آغـــوش غـــرق بشـــه…
پنج‌شنبه 20 تیر‌ماه سال 1392 ساعت 04:16 ب.ظ
امتیاز: 0 0
+ مژگان
این جهان پر از صدای حرکت پاهای مردمیست
که همچنانکه تو را می بوسند
در ذهن خود طناب دار تو را میبافند...!!
فروغ فرخزاد
پنج‌شنبه 20 تیر‌ماه سال 1392 ساعت 12:53 ب.ظ
امتیاز: 0 0
+ زهرا
باز هم زیبا بود، عاشقانه های عباس معروفی رو خیلی دوست دارم،آقا نیما میشه چند تا کتاب شعر ناب اینچنینی از ایشون معرفی کنید،
خیلی ممنون
موفق باشید
پنج‌شنبه 20 تیر‌ماه سال 1392 ساعت 12:48 ب.ظ
امتیاز: 0 0
+ احمد فرقدان http://afdariush.blogfa.com
یاد آن روزی افتادم که کتاب جدیدم را می خواستم به تو هدیه بدهم. قول داده بودی می آیی، امّا نیامدی. یکی دو ساعتی ماندم امّا نیامدی، کتاب کادو شده را در کیفم گذاشتم و از جایم برخواستم و مثل همیشه آرام آرام به سمت خانه قدم برداشتم.
.
.
.
ادامه دارد...
منتظر شما هستم
پنج‌شنبه 20 تیر‌ماه سال 1392 ساعت 12:24 ب.ظ
امتیاز: 0 0
+ احمد فرقدان http://afdariush.blogfa.com
عباس معروفی بی نظیره، واقعن نوشته هاس زیباست...
پنج‌شنبه 20 تیر‌ماه سال 1392 ساعت 12:23 ب.ظ
امتیاز: 0 1
دل گیجـــه گـِــرفتــه ام

و در صِفــــر مُطلـــق ذوب میشــوم وقتـــی ...

بـــِه کفــش هـــایـت کِنـــار کفـش هـــایـش فِکــر میکُنــم ..!!
چهارشنبه 19 تیر‌ماه سال 1392 ساعت 10:17 ب.ظ
امتیاز: 0 0
همچو یک پیانو کنارت آرمیده ام
و انگشتانت
نقطه نقطه ی تنم را
به صدا در می آورد...
---------


چقدر زیبا بود ...لذت بردم
چهارشنبه 19 تیر‌ماه سال 1392 ساعت 10:07 ب.ظ
امتیاز: 2 0
مثل گیسویی که باد آن را پریشان می‌کند
هر دلی را روزگاری عشق ویران می‌کند

ناگهان می‌آید و در سینه می‌لرزد دلم
هرچه جز یاد تو را با خاک یکسان می‌کند

با من از این هم دلت بی‌اعتناتر خواست، باش!
موج را برخورد صخره کِی پشیمان می‌کند؟

مثل مادر، عاشق از روز ازل حسرت‌کِش است
هرکسی او را به زخمی تازه مهمان می‌کند

اشک می‌فهمد غم افتاده‌ای مثل مرا
چشم تو از این خیانت‌ها فراوان می‌کند

عاشقان در زندگی دنبال مرهم نیستند
درد بی‌درمان‌شان را مرگ درمان می‌کند


مژگان عباسلو
چهارشنبه 19 تیر‌ماه سال 1392 ساعت 10:00 ب.ظ
امتیاز: 0 1
شبیه مه بودی

نه می شد در آغوشت گرفت

و نه آنسوی تو را دید

تنها می شد

در تو گم شد

که شدم .../
چهارشنبه 19 تیر‌ماه سال 1392 ساعت 05:22 ب.ظ
امتیاز: 0 0
+ نارمیلا http://narmila.blogfa.com/
اولین بار گفتی مترس

من غریبه نیستم

عاشقی دلشکسته ام.

و حالا

بعد از آنهمه عاشقی

میترسم

تنها بمانم با خاطراتت

مثل ِ مترسک ِ مزرعه !

(نارمیلا)
چهارشنبه 19 تیر‌ماه سال 1392 ساعت 03:21 ب.ظ
امتیاز: 0 0
+ شبیه خودم http://artia.persianblog.ir
واقعیت اینه که برای من حتی چند خواننده ی خاص که می فهمند مهم اند. وگرنه تعداد نظرات به رفت و آمد هم بستگی داره دیگه.
چهارشنبه 19 تیر‌ماه سال 1392 ساعت 03:07 ب.ظ
امتیاز: 0 0
+ نارمیلا
بابا معروفی از پیانو می گوید

و من

از حریر نفسهایت

که مرا به خواب می برند

برای دلربایی کردن....

نسیم ِ ملایم ِ زندگی ام

با من بمان

تا آخرین نفس!

(نارمیلا)
چهارشنبه 19 تیر‌ماه سال 1392 ساعت 02:30 ب.ظ
امتیاز: 0 0
+ لی لا
در این گوشه از جهان
من از عقل جن نیز
فرسنگ‌ها دورم...
چهارشنبه 19 تیر‌ماه سال 1392 ساعت 02:17 ب.ظ
امتیاز: 0 0
+ لیلا
دره ها گلوله خورده اند
جنگل گلوله خورده است
خون همین حالا دارد
در انارها جمع می شود
من اما
بر تپه ای نشسته ام
بهمن کوچک دود می کنم.

یعنی تنهایم
یعنی نام هیچکس در دهانم نیست
و اندوه را
مثل عینکی دودی
بر چشم گذاشته ام

باید بروم
این بهمن کوچک را ترک کنم
اسفند را
بهار را هم...

نه با مرگ
که چیز مسخره ای است...
آن راهِ کوچک
که بعد از درخت ها لخت می شود

هوسِ بیشتری دارد...

گروس عبدالملکیان
چهارشنبه 19 تیر‌ماه سال 1392 ساعت 02:16 ب.ظ
امتیاز: 0 0
+ لیلا
به آرامی دوستت خواهم داشت،
انگار که در رویاهات به یک پیک نیک رفته باشی
درحالیکه مورچه ای در کار نخواهد بود
و بارانی نخواهد بارید


ریچارد براتیگان

...................
چهارشنبه 19 تیر‌ماه سال 1392 ساعت 02:16 ب.ظ
امتیاز: 1 0
سلام نیمای عزیز. ..
مدتی است وبلاگتان را می خوانم. ..از گزینش با وسواس عاشقانه های دوست داشتنی تان بسیار لذت بردم. .. سرافراز باشید و پرتوان در تداوم این طریق زیبای عاشقی. ..که به قول "شاملو" ی بزرگ ، می تواند فسخ عزیمت جاودانه باشد. ..

متبرک باد نام تو

با احترام
استاکر. ..
چهارشنبه 19 تیر‌ماه سال 1392 ساعت 01:15 ب.ظ
امتیاز: 0 0
راستی اگر با تبادل لینک موافق بودید لطف کنین بگین ممنون
چهارشنبه 19 تیر‌ماه سال 1392 ساعت 01:09 ب.ظ
امتیاز: 0 0
خیلی ممنون که به وبم سر زدید
چهارشنبه 19 تیر‌ماه سال 1392 ساعت 01:07 ب.ظ
امتیاز: 1 0
سلام آقای نیما! وبلاگ خوبی دارید! خیلی خوبه که تمام پست هاتون با نام و نشان هستند و خیلی خوبتره که کتاب هم معرفی می کنید! بسیار پسندیدم! بابت نظرتون هم خیلی ممنونم
خوش و موفق باشید...
چهارشنبه 19 تیر‌ماه سال 1392 ساعت 12:54 ب.ظ
امتیاز: 0 0
+ هرچی خدابخواد http://http://movafagh94.blogfa.com
زرتشت را دیدند مشعل و جام آب در دست!
پرسیدند کجا میروی؟
گفت :میروم با این آتش بهشت را بسوزانم و با این آب آتش جهنم را خاموش کنم، تا مردم خدا را فقط بخاطر عشق به او بپرستند، نه بخاطر عیاشی در بهشت و ترس از جهنم!
زرتشت
چهارشنبه 19 تیر‌ماه سال 1392 ساعت 12:27 ب.ظ
امتیاز: 0 0
: نگذار دیگران نام تو را بدانند

همین زلال چشمانت

برای پچ پچ هزار ساله آنان کافیست... " شاملو "
چهارشنبه 19 تیر‌ماه سال 1392 ساعت 10:45 ق.ظ
امتیاز: 0 0
به شک های عاشقانه قسم !
زنی که
از لجاجتِ پایِ آغوشت
دست بر نمی دارد
نجیب زاده ای از نژادِ اصیل دوست داشتن است
که بی نوازش های تو
تمام شعر را از عشق پشیمان می کند ...
که بی بند و باریِ شیطنت هایت را
جز به وقتِ فلسفه های شب کاره ی بوسه هایش نمی خواهد ...

به عاشقانه های مشوش قسم !
زنی که به اعتبار مرد ، پشتش را به دنیا می کند
آبرو دار عشقی است در معرض انقراض
بهانه گیر که می شود یعنی
یک جای قلبش می لنگد

یعنی
آرام آغوشش شو
زیر پای بهانه هایش بنشین
تا دوباره خودش شود
با یک تشدید روی دوست داشتن اش ...
چهارشنبه 19 تیر‌ماه سال 1392 ساعت 08:49 ق.ظ
امتیاز: 0 0
و تو
شیرین
چون چای نبات
،
بی رحم
چون واژگونی اش روی میز کار...
چهارشنبه 19 تیر‌ماه سال 1392 ساعت 08:48 ق.ظ
امتیاز: 0 0
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :