? باد که می زند - کوچه باغ شعر
X
تبلیغات
رایتل

کوچه باغ شعر

«بهترین شعرها و عاشقانه‌هایی که خوانده‌ام»

یکشنبه 26 خرداد‌ماه سال 1392 ساعت 07:40 ق.ظ

باد که می زند

باد که می زند

می پذیرم، بادبادک ها به هیچ پیامبری، ایمان نیاوردند

تنها ما بودیم که قرقره می کردیم

نخ هایی که از آسمان دورمان پیچیدند

باد که می زند

باور می کنم، سیب از هیچ اعتقادی آویزان نبود ...

تنها حوا بود که می دانست جاذبه

سرگرمی ِ افتادنی هاست!

 

"هومن شریفی"

---------------------------------------------------------

 

دفتر عشق:

من در آینه ی زلال چشمان مهربان تو به اندازه‌ی ابعاد دلتنگی خودم بزرگ شده ام.

حداقل تو باور کن، از تمام خودم کوچکترم ...

بارها گفته ام که من به همان گوشه‌ی دنج و متروک قلبت قانعم

بقیه اش با خودت ...

فقط امروز آفتابی و فردا ابری نباش ...

یا برای همیشه بمان یا برای همیشه برو !

"منبع: نت"

برچسب‌ها: هومن شریفی، دفتر عشق
نظرات (3)
تنها ما بودیم که قرقره می کردیم... نخ هایی که از آسمان دورمان پیچیدند...
زیبا بود . مرسی.
دوشنبه 27 خرداد‌ماه سال 1392 ساعت 02:11 ق.ظ
امتیاز: 0 0
+ ونوس
سلام آقا نیمای عزیز .. ممنونم خیلی دلگرفته بودم شعراتون آرامشی وصف ناشدنی رو نصیبم کرد .. دفتر عشق عالی بود ..

آدمهایی که شما را ترک میکنند
غریبه هایی هستند که یک روز با شما آشنا میشوند

با افکارِ شما
با حرف های شما
با دستهای شما
با تختِ خواب شما
با رویاهای شما

با تک تک لحظه های شما
یک روز ناگهان حوصله شان سر میرود

دلشان را
و دستهاشان را
و حرفهایشان را
و خوابشان را

پس میگیریند
و غریبه هایی میشوند
با خاطراتی که پر میکنند

افکارتان را
دستهایتان را
خوابهایتان را
رویا ها
و تک تک لحظه هایتان را

یک روز ناگهان حوصله ی شما سر میرود
غریبه ای میشوید که خودش را ترک میکند


"نیکی فیروزکوهی"
یکشنبه 26 خرداد‌ماه سال 1392 ساعت 12:04 ب.ظ
امتیاز: 0 0
+ سمانه
از لطف شما سپاسگذارم.
خیلی دلچسب و قشنگ بود
درود
یکشنبه 26 خرداد‌ماه سال 1392 ساعت 11:15 ق.ظ
امتیاز: 0 0
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :