? به من تکیه کن - کوچه باغ شعر
X
تبلیغات
رایتل

کوچه باغ شعر

«بهترین شعرها و عاشقانه‌هایی که خوانده‌ام»

دوشنبه 27 آذر‌ماه سال 1391 ساعت 08:07 ق.ظ

به من تکیه کن

به من تکیه کن!

من تمام هستی ام را دامنی می کنم تا تو سرت را بر آن بنهی!

تمام روحم را آغوشی می سازم تا تو در آن از هراس بیاسایی!

تمام نیرویی را که در دوست داشتن دارم دستی می کنم تا چهره و گیسویت را نوازش کند!

تمام بودن خود را زانویی میکنم تا بر آن به خواب روی!

خود را, تمام خود را به تو می سپارم!

تا هر چه بخواهی از آن بیاشامی, از آن برگیری, هر چه بخواهی از آن بسازی،

هر گونه بخواهی باشم!

از این لحظه مرا داشته باش...


"دکتر شریعتی"


نظرات (6)
هنوز حرف پیرمرد عصابدستی را یادم نرفته که گفت:

"مثل عصا باش، هزار بار زمین بخور، اما اجازه نده اونی که بهت تکیه داده حتی یه بار هم زمین بخوره!"
پنج‌شنبه 21 آذر‌ماه سال 1392 ساعت 12:45 ب.ظ
امتیاز: 0 1
+ ساغر
خخخخخخخخخخخخخخخخ خعلی باحال بودحال کردم قربون شریعتی بااون حرفاش.ممنون
دوشنبه 8 مهر‌ماه سال 1392 ساعت 04:30 ب.ظ
امتیاز: 0 0
خوش به حال مخاطب این شعر دکتر شریعتی!
چه شعر زیبایی بود.
سه‌شنبه 28 آذر‌ماه سال 1391 ساعت 01:11 ق.ظ
امتیاز: 1 0
+ جعفریان http://aabaan.blogfa.com
بله پست ثابته
ماه محرم و ماه صفر رو تا جایی که بتونم مراعات بعضی چیزها رو می کنم
هیچ کس نمی دونه مذهب کی درسته
خدا عالمه و بس
اما من ترجیح میدم چیزهایی رو که از روز نخست پذیرفتم البته نه با سفارش خانواده و یا دوستان نه
چیزهایی که میدونم درسته و بهشون ایمان دارم و نتیجش رو هم دیدم پایبند باشم
راه راست و راه چپ رو ماها مشخص نمی کنیم
با تمام اعتقاداتی که دارم ایمان دارم خداوند در دل آدمهاست و خدا که باشه انگار همه چیز هست
امام زمان رو قبول دارم اما دلم می سوزه از اینکه خیلی از هم کیشان متحجر با زیاده روی های احمقانشون چهره ی ایشان رو بد جلوه میدن
نام سروش رو شنیدم اما راستش هیچ وقت با نوشته هاش و خودش کاری نداشتم
ترجیح میدم جدای از تمام این نوشتارها باشم
هر چی رو که خودم تشخیص میدم می پذیرم
درستی یا نادرستی این عادت رو نمی دونم
اما فعلا همینم
خواستم این شعر رو واسه همسرم بفرستم دیدم از زبون یه آقاست فایده نداره خوبه براشون بفرستم بگم برام بفرستنش
دوشنبه 27 آذر‌ماه سال 1391 ساعت 10:32 ق.ظ
امتیاز: 0 0
+ عاشقانه های حوا
هنوز دست هایم در دست های تو بود که باران بارید .. تو رفتی چتر بیاوری و من هنوز که هنوز است روی این نیمکت منتظرم .. که یا باران بند بیاید یا تو با چتر یا تو بی چتر فقط برگردی ..
دوشنبه 27 آذر‌ماه سال 1391 ساعت 09:39 ق.ظ
امتیاز: 0 0
+ جعفریان http://aabaan.blogfa.com
درود جناب اسماعیلی
وقت بخیر
آبان به روزه
چند تا نمونه شعر از آقای فاضل نظری گذاشتم
پست محرم ثابت هستش
موسیقی هم که خیلی وقته همینه
واقعا غمگینه ؟
چشم سعی می کنم در اولین فرصت عوضش کنم

این پستتون عالی بود
کاربردیه
سپاس فراوان
دوشنبه 27 آذر‌ماه سال 1391 ساعت 08:43 ق.ظ
امتیاز: 0 0
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :