? نشسته‌ام، که سر در گمی کنی در شانه هایم - کوچه باغ شعر
X
تبلیغات
رایتل

کوچه باغ شعر

«بهترین شعرها و عاشقانه‌هایی که خوانده‌ام»

شنبه 6 آبان‌ماه سال 1391 ساعت 01:17 ب.ظ

نشسته‌ام، که سر در گمی کنی در شانه هایم

نشسته ام

که سر در گمی کنی در شانه هایم

از علی الطلوع چشم های تو تا صلاة ِ ظهر

از آن بگویم که تمام گنبدها از دهان من پر شود

گم کنم سرم را لای سینه هایت ...

مزه بریزم که خنده بگیری ... آرام بگیری

که آغوش بگیرم

با رام ِ پنجه های تو از بازوان من ...

تور شدن به هردویمان می آید

می پودم در تار ِ تو

آنقدر که اشک هایم را هم از گونه های تو پاک کنم.

 

شعر از: میلاد آهنگربهان

-------------------------------------------------------------------

دفتر عشق:

من شیفته‌ی میزهای کوچک کافه‌ای هستم که بهانه‌‌ی نزدیکتر نشستن‌مان می‌شوند و من روبه‌روی تو با چای و سیگاری می‌توانم تمام شعرهای نگفته‌ی دنیا را یک‌جا برایت بگویم. تنها برای خود خود تو ...

 

نظرات (3)
+ Jordan Belfort
So good, so cool & very nice
دوشنبه 11 مرداد‌ماه سال 1395 ساعت 11:03 ب.ظ
امتیاز: 0 0
+ mahi
یعنی اخرش بود....
دمتون گرممممم....
سه‌شنبه 9 آبان‌ماه سال 1391 ساعت 07:20 ب.ظ
امتیاز: 0 0
+ نارمیلا http://narmila.blogfa.com
مثل همیشه عالیه نیما

دستت طلا

دلم از دنیا که میگیره

میام اینجا و شعر میخونم روحم آروم میشه

و دوباره برمیگردم به دامن زندگی

برای شروع هایی متفاوت

درکوچه باغ شعر شهد شیرینیست به کامم که طعم

آرامش دارد وووووووووووووووووووو
یکشنبه 7 آبان‌ماه سال 1391 ساعت 11:22 ق.ظ
امتیاز: 0 0
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :