? میان خورشید های همیشه زیبائی تو... - کوچه باغ شعر
X
تبلیغات
رایتل

کوچه باغ شعر

«بهترین شعرها و عاشقانه‌هایی که خوانده‌ام»

سه‌شنبه 23 خرداد‌ماه سال 1391 ساعت 06:26 ب.ظ

میان خورشید های همیشه زیبائی تو...

میان خورشید های همیشه
زیبائی تو
لنگری ست -
خورشیدی که
از سپیده دم همه ستارگان
بی نیازم می کند
نگاهت
شکست ستمگری ست -
نگاهی که عریانی روح مرا
از مهر
جامه ئی کرد
بدان سان که کنونم
شب بی روزن هرگز
چنان نماید
که کنایتی طنز آلود بوده است
و چشمانت با من گفتند
که فردا
روز دیگری ست -
آنک چشمانی که خمیر مایه مهر است!
وینک مهر تو:
نبرد افزاری
تا با تقدیر
خویش پنجه در پنجه کنم
***
آفتاب را در فراسوهای افق پنداشته بودم
به جز عزیمت نابهنگامم گزیری نبود
چنین انگاشته بودم
آیدا فسخ عزیمت جاودانه بود
***
میان آفتاب های همیشه
زیبائی تو
لنگری ست -
نگاهت شکست ستمگری ست -
و چشمانت با من گفتند
که
فردا
روز دیگری ست.
 
"احمد شاملو"

دفتر: شبانه 2 ، از مجموعه: آیدا در آینه

------------------------------------------------------

دفتر عشق:

مرداب به رود گفت چه کردی که زلالی؟ گفت: گذشتم.

نظرات (20)
درود بر شما نیمای عزیز
صبح نهمین روز آذر ماه 1394تون بخیر و شادی .
داشتم توی گوگل دنبال این شعر شاملو میگشتم که که با وبلاگ شما آشنا شدم .
بسیاااااااار عالی و پر محتوااااااااست . سپاسگزارم برای این حسن سلیقتون .
شاد و تندرست و پایدار باشید .
دوشنبه 9 آذر‌ماه سال 1394 ساعت 07:36 ق.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
برقرار باشید
من هم از وبلاگ و گزارش های خوبتون لذت بردم
+ نارمیلا http://narmila.blogfa.com/

کاش رود باشیم .........

ستاره های دلتان پرفروغ

قلمتان رسا
شنبه 10 تیر‌ماه سال 1391 ساعت 06:06 ب.ظ
امتیاز: 0 1
نیما جان خیلی فوق العاده بود این پستت. خیلی برام خوشایند بود که اینقد سلیقه به خرج میدی و اینقد نوشته ها رو خوب گلچین میکنی. راستش یه جورایی بهت حسودیم شد. :)
موفق باشی و شاد
چهارشنبه 7 تیر‌ماه سال 1391 ساعت 11:25 ب.ظ
امتیاز: 0 0
نـتـرســـــــ ...

اگـر هــم بــخــواهــــم

از ایـــن دیـــوانـــه تـــر نـــمـــیـــشــــوم !

گــفـــتــه بــودم ،
بیــــــ تـــو ســـخـــت مــیــــگـــذرد بـــی انـــصـــاف ...

حــرفـــم را پـــس مـــیــگــیــرم

بــی تـــو انــگــار اصــلا نــمــیــگــذرد .....
سه‌شنبه 6 تیر‌ماه سال 1391 ساعت 07:14 ب.ظ
امتیاز: 0 0
+ بهار
کجایین؟
پنج‌شنبه 1 تیر‌ماه سال 1391 ساعت 03:30 ب.ظ
امتیاز: 0 0
آقا نیما نبینم نیستی
سه‌شنبه 30 خرداد‌ماه سال 1391 ساعت 02:34 ب.ظ
امتیاز: 0 0
+ مریم
سلام نیما خوبی ؟ نیستی ...
سه‌شنبه 30 خرداد‌ماه سال 1391 ساعت 10:17 ق.ظ
امتیاز: 0 0
+ فائز۰ http://faeze-love

همچون باران باش ، رنج جدا شدن از آسمان را در سبز کردن زندگی جبران کن ...

سلام.....
دوشنبه 29 خرداد‌ماه سال 1391 ساعت 04:21 ب.ظ
امتیاز: 0 0
+ دبیر ادبیات
سلام احساس لطیفتان را می ستایم در وبلاگ شما جای هیچ چیز خالی نیست.
من هر هفته به وبلاگتون سر میزنم و اکثر صفحات وبلاگتون رو به شکل پی دی اف توی گوشیم ریختم .
احساستان پایدار روحتان سرشار از لطف سخن باد.
دوشنبه 29 خرداد‌ماه سال 1391 ساعت 12:42 ب.ظ
امتیاز: 1 0
هرگز نفهمیدی
وقتی داد میزنم
دارم دلتنگی ام را به گوش کوچه میرسونم
دیوارهای کوچه هم حرف منو فهمیدن
کاش دلت از آجر بود...
شنبه 27 خرداد‌ماه سال 1391 ساعت 10:57 ب.ظ
امتیاز: 0 0
میان آفتان وقتی تو نباشی
هستی برایم کوه یخی است
که گویی هرگز خیال آب شدن ندارد.
شنبه 27 خرداد‌ماه سال 1391 ساعت 10:56 ب.ظ
امتیاز: 0 0
سلام
چطورین؟
یادمه قبلنا میومدین و سر میزدین....چیشده بیمعرفت شدین؟؟؟
ممنونم بازم سر بزنین
شنبه 27 خرداد‌ماه سال 1391 ساعت 08:45 ب.ظ
امتیاز: 0 0
+ مهتاب http://gorizvadard
سلام
آدرس وبلاگم را تغییر دادم
خوشحال میشم سر بزنید .
شنبه 27 خرداد‌ماه سال 1391 ساعت 10:56 ق.ظ
امتیاز: 0 0
زلالیِ چشمه ساران ،

آبیِ آسمانی ....

آغوشم عطر وجودت را میخواهد
پنج‌شنبه 25 خرداد‌ماه سال 1391 ساعت 05:01 ب.ظ
امتیاز: 0 0
ای سرو بلند قامت دوست
وه وه که شمایلت چه نیکوست
در پای لطافت تو میراد
هر سرو سهی که بر لب جوست
نازک بدنی که می‌نگنجد
در زیر قبا چو غنچه در پوست
مه پاره به بام اگر برآید
که فرق کند که ماه یا اوست؟
آن خرمن گل نه گل که باغست
نه باغ ارم که باغ مینوست
آن گوی معنبرست در جیب
یا بوی دهان عنبرین بوست
در حلقه‌ی صولجان زلفش
بیچاره دل اوفتاده چون گوست
می‌سوزد و همچنان هوادار
می‌میرد و همچنان دعاگوست
خون دل عاشقان مشتاق
در گردن دیده‌ی بلاجوست
من بنده‌ی لعبتان سیمین
کاخر دل آدمی نه از روست
بسیار ملامتم بکردند
کاندر پی او مرو که بدخوست
ای سخت دلان سست پیمان
این شرط وفا بود که بی‌دوست
بنشینم و صبر پیش گیرم
دنباله‌ی کار خویش گیرم
در عهد تو ای نگار دلبند
بس عهد که بشکنند و سوگند
دیگر نرود به هیچ مطلوب
خاطر که گرفت با تو پیوند
پنج‌شنبه 25 خرداد‌ماه سال 1391 ساعت 02:53 ب.ظ
امتیاز: 0 0
ز تو ای دوست نگسلم پیوند

ور به تیغم برند بند از بند

الحق ارزان بود ز ما صد جان

وز دهان تو نیم شکرخند

ای پدر پند کم ده از عشقم

که نخواهد شد اهل این فرزند

پند آنان دهند خلق ای کاش

که ز عشق تو می‌دهندم پند

من ره کوی عافیت دانم

چه کنم کاوفتاده‌ام به کمند

در کلیسا به دلبری ترسا

گفتم: ای جان به دام تو در بند

ای که دارد به تار زنارت

هر سر موی من جدا پیوند

ره به وحدت نیافتن تا کی

ننگ تثلیت بر یکی تا چند؟

نام حق یگانه چون شاید

که اب و ابن و روح قدس نهند؟

لب شیرین گشود و با من گفت

وز شکرخند ریخت از لب قند

که گر از سر وحدت آگاهی

تهمت کافری به ما مپسند

در سه آیینه شاهد ازلی

پرتو از روی تابناک افگند

سه نگردد بریشم ار او را

پرنیان خوانی و حریر و پرند

ما در این گفتگو که از یک سو

شد ز ناقوس این ترانه بلند
پنج‌شنبه 25 خرداد‌ماه سال 1391 ساعت 02:47 ب.ظ
امتیاز: 0 1
+ مریم
خورشید را بگو
دیرتر خراب شود روی سرمان
بگو مجبور نیست
هر صبح گل دهد بر گلدان افق
که ما ...
عسل لبهای کسی را
کم داریم برای صبحانه ...
"مهدیه لطیفی"
سلام نیما خوبی؟
پنج‌شنبه 25 خرداد‌ماه سال 1391 ساعت 09:48 ق.ظ
امتیاز: 0 0
عِطـــرهای خوب

شیشه‌‌ خالی‌شان هم

بعــــدِ سال‌ها

هنوز بوی عطر می‌دهد

مثــــل جای خالی ِ تـــــو ..
پنج‌شنبه 25 خرداد‌ماه سال 1391 ساعت 08:40 ق.ظ
امتیاز: 1 0
سلام ......خب من روم نمیشه بگم روزت مبارک.......ببخشید خیلیی رم شلوغ بود!!!!!
سه‌شنبه 23 خرداد‌ماه سال 1391 ساعت 11:10 ب.ظ
امتیاز: 0 0
ایکون گل
سه‌شنبه 23 خرداد‌ماه سال 1391 ساعت 09:12 ب.ظ
امتیاز: 0 0
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :