? مسافر کناری‌ام که پیاده شد... - کوچه باغ شعر
X
تبلیغات
رایتل

کوچه باغ شعر

«بهترین شعرها و عاشقانه‌هایی که خوانده‌ام»

شنبه 26 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 01:13 ب.ظ

مسافر کناری‌ام که پیاده شد...

مسافر کناری‌ام که پیاده شد

پنجره‌ای گیرم آمد

باقی مسیر را گریستم ...

 

از: لیلا کردبچه

--------------------------------

 

دفتر عشق:

قـدم زدن در پـیاده رو

جـای خـالی ِ تـو را به رُخـــم مـی کـشد...!

بـرای همـین

همـیشه دوسـت داشـتم

روی جـدول‌هـا راه بـروم...

"منبع: نت"

نظرات (15)
با تو زنانگی ام تو را مردانه می خواهم...!
از وبلاگ لذت بردم...
چهارشنبه 1 آذر‌ماه سال 1391 ساعت 04:46 ب.ظ
امتیاز: 0 0
+ احسان
تابستان زیر لباسهایمان یه یک اندازه گر می گیرد... تو کم می اوری یقه پیراهنت باز می شود و استین هایت کوتاه می ایند... اما من با زنانگی ام کنار می ایم تا تو مردانگی ات گر نگیرید و دلت مرا نخواهد... شاید خدا نمی داند روسری های من برای اتفاقات بزرگ کوچکند...

شعرهای خانم کردبچه واقعا عالیه...
چهارشنبه 24 آبان‌ماه سال 1391 ساعت 12:21 ب.ظ
امتیاز: 0 0
+ احسان
گاهی دلت از زنانگی می گیرد.می خواهی کودک باشی... دختر بچه ای که به هر بهانه ای به اغوش پناه می برد و اسوده اشک می ریزد... زن که باشی باید بغضهای زیادی را بی صدا دفن کنی...
وبلاگ زیباست...
دوشنبه 1 آبان‌ماه سال 1391 ساعت 01:29 ب.ظ
امتیاز: 0 0
+ لیلا کردبچه http://shearkord.bloga.com
ممنونم عزیز
جمعه 15 اردیبهشت‌ماه سال 1391 ساعت 05:07 ب.ظ
امتیاز: 0 0
ذهنم فلج می شود
وقتی می خوانمت
و تو
نمی گویی
؛‌جانم ؛
چهارشنبه 30 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 08:36 ق.ظ
امتیاز: 0 0
+ مریم
ای جانم ، چه دفتر شعر قشنگی . همچی چسبید ها
سلام نیما خوبی؟
سه‌شنبه 29 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 08:08 ق.ظ
امتیاز: 0 0
سلام.وبلاگ جالبی دارید.خوشحال می شم تو سایت منم عضو بشید.اگه می شه مارو با عنوان جامعه مجازی فارسی لینک کنید
دوشنبه 28 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 11:41 ق.ظ
امتیاز: 0 0
حالم را که می پرسند می گویم رو به راهم
نمی دانند رو به راهی هستم که تو رفته ای
دوشنبه 28 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 08:45 ق.ظ
امتیاز: 0 0
ازغم نبودنت برای هرکس گفتم حق را به من داد
آنها نمی دانند حق که برای من تو نمی شود.
دوشنبه 28 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 08:44 ق.ظ
امتیاز: 0 0
گریه نمی کنم گمانم چیزی فرو رفته در چشمم ، خاطره های توست ، گریه نمی کنم
دوشنبه 28 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 08:43 ق.ظ
امتیاز: 0 0
ای بابا....شرمنده ام می کنی نیما.
ماهی از خودتونه والا
یکشنبه 27 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 01:35 ب.ظ
امتیاز: 0 0
من عاشق نیستم ...

فقــــط گــــاهی حــــــرف تو که می شود


دلم مثل اینکه تــب کند!



گـــرم و ســـرد مـی شـود..



آب مـی شـود..
تنــگ مـی شـود...



این که عشق نیست...


هـــســـت ؟؟
یکشنبه 27 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 12:17 ب.ظ
امتیاز: 0 0
قدم زدن زیر باران
جای خالی تو را به رخم می کشد...
وصدای رعد
که یاد آور پیام دیدارت بود
گویا همه چیز دست به دست هم داده
تا من چتر بخرم
یا پنبه ای که در گوش هایم بگذارم .
یکشنبه 27 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 12:04 ب.ظ
امتیاز: 0 0
سلام. خوبی نیما؟ پس به همین دلیله که من همیشه لبه ی جدولا راه میرم؟
یکشنبه 27 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 08:39 ق.ظ
امتیاز: 0 0
اما مـن و تـو


دور از هم می پوسیم...


غمــم از وحشت ِ پوسیدن نیست


غمم از زیستــن


بی تـــو


در این لحظه های پر دلهــره است...
یکشنبه 27 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 12:28 ق.ظ
امتیاز: 0 0
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :