X
تبلیغات
امپراطوران آنلاین

در کوچه باغ شعر

«بهترین شعرها و عاشقانه‌هایی که خوانده‌ام»

دوشنبه 26 دی‌ماه سال 1390 ساعت 07:45 ق.ظ

نه تو می مانی و نه اندوه

نه تو می مانی و نه اندوه
و نه هیچ یک از مردم این آبادی
به حباب نگران لب یک رود قسم
و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت
غصه هم خواهد رفت
آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند
لحظه ها عریانند
به تن لحظه خود جامه اندوه مپوشان هرگز
تو به آیینه،نه! آیینه به تو خیره شده ست
تو اگر خنده کنی او به تو خواهد خندید
و اگر بغض کنی
آه از آیینه دنیا که چه ها خواهد کرد
گنجه دیروزت، پر شد از حسرت و اندوه و چه حیف!
بسته های فردا همه ای کاش ای کاش!
ظرف این لحظه ولیکن خالی ست
ساحت سینه پذیرای چه کس خواهد بود
غم که از راه رسید در این خانه بر او باز مکن
تا خدا یک رگ گردن باقی ست
تا خدا مانده به غم وعده این خانه مده

"کیوان شاهبداغی"

----------------------------------------------------

 + این شعر با اقتباس از شعر سهراب سروده شده و بعضا دیده شده که در فضای مجازی، این شعر را به نام سهراب منتشر کرده‌اند!

شعر سهراب به نام "پاراه" را اینجا بخوانید

----------------------------------------------------

دفتر عشق:

اصل ِ اصلش این است
که این قلم شکسته
این سیاه مشق های بی سر و ته
همه اش بهانه است...
من از تکرار نام تو عاشق شده ام!

"منبع: اینترنت"

 

برچسب‌ها: اشعار کیوان شاهبداغی، دفتر عشق