? عشق نام دیگر توست... - کوچه باغ شعر
X
تبلیغات
رایتل

کوچه باغ شعر

«بهترین شعرها و عاشقانه‌هایی که خوانده‌ام»

چهارشنبه 21 دی‌ماه سال 1390 ساعت 08:40 ق.ظ

عشق نام دیگر توست...

آن چنان صبورانه عاشقت شدم
و زیر درگاه خانه‌ات،
به انتظار گردش چشمانت نشسته‌ام
که نسیم هم حسودی می‌کند!
پیدا که می‌شوی
سرانگشتانم مست می‌شوند
سبز می‌شوند
من امشب
پروانه‌هایی را که
از دریچه‌های بارانی چشمانت پرواز کردند،
گردهم آوردم تا ببینند
که من دیوانه تو هستم
و چشم بسته کنار خیالت زندگی می‌کنم
تو در وجودم می‌رویی
آن چنانکه علف‌های تازه در لابه‌لای
سنگفرش‌های مخروبه‌ای می‌روید
من می‌آیم تا تو را بر شانه‌ام بگذارم
و از میان سایه‌های غلیظ تنهایی
و لحظه های عاجز زندگی بدون عشق
و سراب خاطره‌ها و روزمرگی لرزان
بیرون ببرم
آخر می‌دانی
جویباریست که به ابدیت می‌ریزد
همیشه و به هر شکلی به راه خود خواهد رفت
چیزی توان توقف آن را ندارد
عشق را می‌گویم
عشق...
عشق نام دیگر توست.

 

"منبع: اینترنت"

 ------------------------------------

دفتر عشق:

پیراهنت را رو به باد بگذار، این چشمها آفتاب نگاهت را کم دارد...

نظرات (6)
salam
ziba bood
age ba tabadole link moafeghin khosh hal misham khabaram konin
mamnoon
یکشنبه 25 دی‌ماه سال 1390 ساعت 12:17 ب.ظ
امتیاز: 0 0
برو ای خوب من همرنگ دریا شو "خداحافظ"
برو با بی کسی هایت هم اوا شو "خداحافظ"
تو را با "من" نمی خواهم که "ما"معنا کنم دیگر
برو با یک "من" دیگر بمان "ما" شو "خداحافظ"

خدا جون بلا خره توی وب پر از نظرت یه ابر اولین نفرم نظر میدم ساعت کامنت دادن ببین 1!!!!خوشحال شدی ؟؟؟میگن سحر خیز باش راست میکن
یکشنبه 25 دی‌ماه سال 1390 ساعت 07:15 ق.ظ
امتیاز: 0 0
تو راحس میکنم هر دم...

که با چشمان زیبایت مرا دیوانه ام کردی...

من از شوق تماشایت...

نگاه از تو نمیگیرم....

تو زیباتر نگاهم میکنی این بار....

ولی...افسوس...این رویاست....

تمام آنچه حس کردم،تمام آنچه میدیدم....

تو با من مهربان بودی...

واین رویا چه زیبا بود....

ولی.... افسوس.... که رویا بود....
پنج‌شنبه 22 دی‌ماه سال 1390 ساعت 11:26 ق.ظ
امتیاز: 0 0
سلام.خوبی نیما؟
خیلی خوبه که اینطوری پیگیر شعر هستی .لذت می برم
پنج‌شنبه 22 دی‌ماه سال 1390 ساعت 09:16 ق.ظ
امتیاز: 1 0
عشق نام دیگر توست.....

نیمای عزیز فوق العاده زیبا بود..
پنج‌شنبه 22 دی‌ماه سال 1390 ساعت 12:41 ق.ظ
امتیاز: 1 1
اولین بار که تو را احساس کردم

در من روییدی ...
آهسته آهسته....
ضربان قلبم با گرمای دستانت میزان بود و
نبض دستانم با طپش قلب عاشقت
تو من شدی
ومن تو
افسوس !
تقدیر تو من نبودم وتقدیر من ....
زبانم به ادامه واژه ها نمی چرخد
بگذار با خاطرات شیرینمان دلخوش باشم
تو را نمیدوانم
اما هنوز
دل من در میان است و
در تمنای گرمای حضورت
باش وعاشقی کن
تنها برای من
چهارشنبه 21 دی‌ماه سال 1390 ساعت 09:49 ب.ظ
امتیاز: 2 0
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :