? می‌بویم گیسوانت را - کوچه باغ شعر
X
تبلیغات
رایتل

کوچه باغ شعر

«بهترین شعرها و عاشقانه‌هایی که خوانده‌ام»

دوشنبه 30 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 12:47 ب.ظ

می‌بویم گیسوانت را

می‌بویم گیسوانت را

تا فرشته‌ها حسودی کنند

شانه می‌زنم موهایت را

تا حوری‌ها سرک بکشند از بهشت برای تماشا

شعر می‌گویم برای تو

تا کلمات کیف کنند...

مست شوند...

بمیرند.

 

"مصطفی مستور"

 ---------------------------------------------

 

دفتر عشق:

هیچ می دانستی

زیباترین عاشقانه‌ای که برایم گفتی

وقتی بود

که اسمم را با «میم» به انتها رساندی.

نظرات (10)
+ میم
شنبه 19 اسفند‌ماه سال 1391 ساعت 11:39 ب.ظ
امتیاز: 0 0
+ مهشید
دلم آتیش گرفت
دعای شب یک کودک : خدایا! خودت میدونی آب کم خوردم ، جیش هم کردم ، پس کمکم کن صبح کتک نخورم (آمیین)!!


شنبه 3 دی‌ماه سال 1390 ساعت 03:23 ب.ظ
امتیاز: 0 0
عاالی بوووود
لذت بردم
چهارشنبه 30 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 12:06 ب.ظ
امتیاز: 0 1
+
درود بر شما
سه‌شنبه 1 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 10:22 ب.ظ
امتیاز: 0 0
سلام نیمای بزرگوار
خوبید؟
مرسی چه عجب بعد از ماه ها این آدرس جدیدو لطف کردید دادید!!!!؟
حیف بلاگ اسکایه
ولی خیلی شعراش معرکس!!!
همه رو تقریبا خوندم عالی بودن
خصوصا این پست آخر
کاش میذاشت آخر اسمشو با م تموم کنم!!!!!!!!
اسم منم مثل اسم شما م بهش نمی خوره!! چه بده نه؟؟!؟!
سه‌شنبه 1 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 02:26 ق.ظ
امتیاز: 0 0
چقد خوشال شدم باز مینوییییییییییس
وبلاگ نو مبااااااااااااارک حضور دوبارت مبارک:)
عجب چیزی بود اون دفتر عشق نوشتا هی روزگار
دوشنبه 30 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 06:34 ب.ظ
امتیاز: 0 0
+ آویژه
سلام.

زیباست
ممنون
دوشنبه 30 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 04:43 ب.ظ
امتیاز: 0 0
+
جان خواهم داد
لحظه ایی که
برای بار آخر ، گیسوانم را نرم....
درآغوش کشی
و عطر تنت را ،
در اندام جانم ،به پرواز درآوری
تو در توی ذهن پریشانم ؛
در پیچ و خم دالان تار و نمور عشقم ؛ ظهور کنی
و مرا به جشن آلاله های یادت ببری
که در روحم جولان می دهند
دوشنبه 30 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 03:42 ب.ظ
امتیاز: 0 1
+ زهره
تنها چیزی که از تو یادم مانده ، میم پایانی بود که بر نامت اضافه کردم
ولی افسوس ! ...
فقط یک حرف بود و یک حرف بیشتر نماند
همین یک حرف سرآغاز رفتن تو شد :
می روم ...
وپایانی بر رفتنت :
می روم ....
دوشنبه 30 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 03:37 ب.ظ
امتیاز: 1 0
همیشه می خواستم اسمت رو با م به آخر برسونم..اسمت رو یا هرکلمه ای که به من حس مالکیت تو رو بده ...خیلی خیلی با خودم کلنجار رفتم اما تاحالا فقط یکی دو بار تونستم این م رو به اسمت اضافه کنم...م مالکیت عزیزمن!!

سلام برنیماخان خوش ذوق .خوبی؟
دوشنبه 30 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 01:47 ب.ظ
امتیاز: 0 0
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :