? مداد سفید... - کوچه باغ شعر
X
تبلیغات
رایتل

کوچه باغ شعر

«بهترین شعرها و عاشقانه‌هایی که خوانده‌ام»

دوشنبه 23 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 09:47 ق.ظ

مداد سفید...

همه‌ی مداد رنگی‌ها مشغول بودند

به جز مداد سفید

هیچ کسی به او کار نمی‌داد

همه می گفتند: "تو به هیچ دردی نمی‌خوری...!"

یک شب که مداد رنگی‌ها توی سیاهی کاغذ گم شده بودند

مداد سفید تا صبح کار کرد

ماه کشید...

مهتاب کشید...

و آنقدر ستاره کشید که کوچک و کوچک و کوچک‌تر شد

صبح توی جعبه‌ی مداد رنگی جای خالی او با هیچ رنگی پر نشد.

 

منبع

------------------------------------------------------

دفتر عشق:

شامگاهان تا معبد نگاهت راهی نمانده بود... افسوس زمین باز هم چرخید.

نظرات (12)
+
دوست داشتن زیباست

دیدن آنکه دوستش داری
تبسم به آنکه دوستش داری

صحبت با آنکه دوستش داری
گرفتن دستی که دوستش داری
در آغوش گرفتن آنکه دوستش داری
بوسیدن آنکه دوستش داری...
اما...
سخت تر از آن.....
دیگر ندیدن آن نگاه هاست

.
.
.
اینم از خودم بود
اگه بدبود ببخشیییییییید
دوشنبه 5 دی‌ماه سال 1390 ساعت 12:10 ب.ظ
امتیاز: 1 0
مرسی نیما جان که بهم سر زدی و واسم نظر گذاشتی . وبت خیلی زیباست . خوشحال میشم بازم بهم سربزنی.
پنج‌شنبه 3 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 06:52 ب.ظ
امتیاز: 0 0
از تو که حرف میزنم
همه ی فعلهایم ماضی اند
حتی ماضی بعید
ماضی خیلی خیلی بعید
کمی نزدیک تر بنشین
دلم برای یک حال ساده تنگ شده ...
شنبه 28 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 08:01 ق.ظ
امتیاز: 1 1
فرقی نمیکند که زمستان باشد یا بهار
تقویم بی تو
هیچ زمای قشنگ نیست ...
شنبه 28 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 07:50 ق.ظ
امتیاز: 0 1
دلم آشفته آن مایه ناز است هنوز
مرغ پرسوخته در پنجه باز است هنوز
جان به لب آمد و لب برلب جانان نرسید
دل به جان آمد و او برسر ناز است هنوز
گرچه بیگانه زخود گشتم و دیوانه زعشق
یار عاشق کش و بیگانه نواز است هنوز

پنج‌شنبه 26 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 11:44 ق.ظ
امتیاز: 0 0
محکم بشین دلم این دوره آخره
پنج‌شنبه 26 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 11:39 ق.ظ
امتیاز: 0 0
دلم خوش نیست...

غمگینم...

کسی شاید نمیفهمد...کسی شاید نمیداند...

کسی شاید نمیگیرد مرا از دست تنهایی...

تو میخوانی فقط شعری و زیر لب آهسته میگویی:

... عجب احساس زیبایی ...!
.
.
.
تو هم شاید نمیدانی...!!!
پنج‌شنبه 26 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 09:56 ق.ظ
امتیاز: 1 0
همه جمع شدند
برای نماز باران
انگار
اینجا کسی جزمن نمیداند
برای باریدن
باران
بردن نامت کافیست . . .
پنج‌شنبه 26 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 09:55 ق.ظ
امتیاز: 1 0
مطمئن باش و برو ضربه ات کاری بود

دل من سخت شکست

و چه زشت به من و سادگیم خندیدی

به من و عشقی پاک که پر از یاد تو بود

و خیالم میگفت

تا ابد مال تو بود

تو برو

برو تا راحت تر تکه های دلم را آرام سر هم بند زنم .
پنج‌شنبه 26 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 09:53 ق.ظ
امتیاز: 0 0
تـــــ ـــــو را دوستـــــــــ... خواهــــــم داشت
آن چنان که خود را
حتی اگر...
تمام عشاق را دیوانه بخوانی
و عشق را قصه ای بی انجام
من ...
تــــو را دوست خواهم داشت
بیشتر از آن چــــــــه
خـــــود را!!!
دوشنبه 23 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 01:09 ب.ظ
امتیاز: 0 0
آغوش من فقط به اندازه تو جا دارد ...

این تمام لذت من است ...

وقتی با اصرار مرا می خوانی ...

وقتی با چشم های بسته گرمای نفسهایت را احساس می کنم ...

این روزها شب هایم از روزها روشن تر است ...

تو تمام انتظار هر روز منی

تا به تو برسم ...

من این انتظار عاشقانه را می پرستم ...

تمام روز انتظار تا تو بیایی ...

آغوش من فقط اندازه تو جا دارد ...
دوشنبه 23 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 12:20 ب.ظ
امتیاز: 0 0
مداد سفید ..دلم یه جعبه مدادرنگی میخواد که خیلی توپ باشه و با کیفیت ..

سلام نیما.خوبی؟
خیلی دقت کن توی خرید کتاب برای بچه ها ..نذار دلزده بشه از خوندن~!
دوشنبه 23 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 10:54 ق.ظ
امتیاز: 0 0
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :