? ماجرای مرا پایانی نبود - کوچه باغ شعر
X
تبلیغات
رایتل

کوچه باغ شعر

«بهترین شعرها و عاشقانه‌هایی که خوانده‌ام»

دوشنبه 2 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 01:05 ب.ظ

ماجرای مرا پایانی نبود

ماجرای مرا پایانی نبود

اگر عطر تو

از صندلی بر نمی‌خواست

دستم را نمی گرفت

و به خیابانم نمی‌برد.

 

"محمد شمس لنگرودی"

نظرات (7)
+ زهره
آخرین انتظارم ،
ایستاده روبه روی قله ی بلند غرورت
نقش بر آبِ جویباران بی اعتنایی ات شد
لااقل دشت دلم را آبیاری کن
سه‌شنبه 3 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 12:34 ق.ظ
امتیاز: 0 0
سلام بابت شعر زیبای که برام فرستادی تشکر
خوشحالم که با یه وبلاگ پر از شعر به سراغ من اومدی تا بتونم وقتهایی که ذهنم پر از هیچی شده خودم رو اروم کنم
دوشنبه 2 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 04:20 ب.ظ
امتیاز: 0 0
بیا بریم آشتیشون بدیم من و تو!
دوشنبه 2 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 03:07 ب.ظ
امتیاز: 0 0
سلام.خوبی ؟
استاد عزیزدل من است ... درباره ی سهراب نمی دانم چه گفته و خودش هم به قدری بزرگ هست و بزرگوار که به صحت حرفش شک نکنم

دوشنبه 2 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 03:06 ب.ظ
امتیاز: 0 0
کاش...
می شد زندگی را
با یک عدد اول
تعریف کرد
تا فقط من باشم و تو...
دوشنبه 2 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 01:34 ب.ظ
امتیاز: 0 0
وقت هایی هست که پرنده ی خیالم را
تا آسمان چشمان تو پرواز میدهم
اما...
دلم آرام نمیگیرد
پای افکارم زخم شده است
کمی نزدیکتر بیا عزیز رویایی
دوشنبه 2 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 01:26 ب.ظ
امتیاز: 0 0

دلم شبیه یک نماز بین راه...
خسته و شکسته است...

می شود برای من دعا کنی؟

یا اگر خدا اجازه می دهد...

جای من کمی خدا خدا کنی؟

می شود برای بی قراری دلم ،

یک سفارشی به آن کریم با وفا کنی؟

التماس دعا...
دوشنبه 2 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 01:25 ب.ظ
امتیاز: 0 0
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :